هان و هان اى گوهر كان خرد * دستهء بند از گلستان خرد
هر زمان پرسى كه شرط راه چيست * اى برادر جاهِدُوا فِي اللَّهِ چيست
طفل راه خويش را تعليم كن * چيست اسلام اى پسر تسليم كن
همچو طفلان بسته گهواره شو * بىتصرف بنده بيچاره شو
قدرت حق بين و پس اقرار كن * هرچه دون حق بود انكار كن
گر سخن از دين احمد مىكنى * با همه آن كن كه با خود مىكنى
هرك را دست و زبان كوتاه نيست * در مسلمانى يقينش راه نيست
سينه را در كوى ايمان هر نفس * انشراح از نور اسلام است و بس
نقد هستى محو كن در لا إله * تا ببينى دار ملك پادشاه
غير حق هر ذره كان مقصود تست * تيغ را بركش كه آن معبود تست
گرچه الا گفتى اى نادان نه اوست * هرچه در فهم تو آيد آن نه اوست
نفى و اثبات از براى گمرهيست * هرچه كم گوئى در اين معنى بهيست
لا و الا را ز دفتر برتراش * اين جهان وحدتست آهسته باش
درهم آميزد در اينجا كفر و دين * ديدهء بايد پر از نور يقين
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة كنز الرموز ميرحسينى 115
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صكنز الرموز ميرحسينى ١١٥