زان عنايتهاى بىعلت كه هست * اين ز پا افتاده را مفكن ز دست
پيش از آن كز من توانائى رسد * رحمتى كن گرچه رسوائى رسد
دانشم از عالم تحقيق بخش * بر طريق مصطفى توفيق بخش
فى نعت النبى صلى الله عليه و آله
خواجه كونين ختم مرسلين * صدر عالم رحمة للعالمين
صاحب شرع احمد مرسل كه هست * يكدو گام او از همه بالاتر است
ذات او مقصود كونين آمده * مسند او قاب قوسين آمده
شعلهء در بزم او افروخته * شهپر طاوس اكبر سوخته
همتش برده بدار الملك دين * چار بالش برتر از حق اليقين
سير أسرى در طريقت يافته * سرّ ما اوحى حقيقت يافته
گشته دار الضيف حقرا رهنما * بوده برخوان خدا روزه گشا
هركه برخوان حقيقت يافت دست * قرص مه را زود بتواند شكست
قرب او ادنى نموده رتبتش * در مقام لى مع اللّه خلوتش
مشرق خورشيد قرب روى او * مطلع شهبيت دولت كوى او