قسمت از امر تو آمد بيشوكم * گردش افلاك باشد متهم
زير و بالا و نهان و آشكار * نيست جز آثار صنع كردگار
حضرت او برتر از الّا و لاست * اين مگسدان از پى غوغاى ماست
اى مبرّا از خيالات و گمان * اى منزه از اشارات و بيان
آدمى را كى رسد اثبات تو * اى به خود معروف و عارف ذات تو
گر دمى لطف توام تلقين كند * جبرئيلم از فلك تحسين كند
چون كمال و دانشم نادانيست * چاره كارم همه حيرانيست
باريم توفيق ده تا يك نفس * بر زبان رانم همى حمد تو بس
اين عروسى را كه گشتم جلوهگر * تازه دارش پيش هر صاحبنظر
پرده بر رويش فروهشتم بسى * تا نبيند خويشتن را هركسى
مريم بكر آمد اين پوشيدهرو * همچو مريم بىگناه از گفتگو
يا رب از چشم بدانديش دور دار * اهل دل را چشم از او پرنور دار
من كه حلقه بر در جان مىزنم * رب هب لى چون سليمان مىزنم
بخششى كن تا بدار الملك دين * ملك معنى را كنم زير نگين
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة كنز الرموز ميرحسينى 107
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صكنز الرموز ميرحسينى ١٠٧