( 72 ) امّا اين را نيز مثاليست ، و اين مثال همچنان « 1 » باشد كه در وقت ضحى در خانهء تاريك چراغى نهاده باشند . مادام كه وجود خانه در ميان باشد ، در تنگناى خانهء تاريك « 2 » چراغ فرا خود مىنگرد و نور خود را مطالعه مىكند ، امّا از آفتاب ضحى بىخبر باشد . چون ناگاه وجود خانه از ميان برداشته شود ، چراغ ، چندانكه درنگرد ، نور خود را در پرتو نور آفتاب باز نيابد . بازداند كه پرتو نور او بواسطهء حجاب خانه بوده است .
چون آن حجاب از ميان برداشته شود ، بوجود نور آفتاب وجود نار او بىنورست . « 6 » پس همچنين نور آفتاب حضرت ربوبيّت هفت طبقهء زمين بشريّت و آسمان روحانيّت فروگرفته است ، كه
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
، بلكه هژده هزار عالم فروگرفته « 8 » است . امّا هركسى محجوب هستى خوداند ، چون از خودى خود بيرون مىآيند ، « 9 » همه اوست ، باقى همه نيست . بيت :
در ره عاشقى دلى بايد * كو منزّه ز دال و لام بود « 11 »
( 73 ) باز آمديم بطبقات آسمان روحانيّت و طبقات زمين بشريّت ، كه در چهار نفس امّاره و لوّامه و ملهمه و مطمئنّه آن را شرح گفتهايم . پس در هر نفسى على حده چهار خاطر مختلفه بيايد : نفسانى و شيطانى و قلبى و ملكى ، مگر در نفس ملهمه ، كه در او « 14 » دو خاطر بيش نيايد : ملكى و شيطانى . و گاه باشد كه اين هر دو بر خلاف بيايند ، « 15 » چنانكه ملكى بصفات « 16 » قلبى بيايد و شيطانى به صفت نفسانى برگردد ، و اين آنجا معلوم شود . و باز هر خاطرى ازين خواطر مختلفه كه مىماند ، چندين هزار خاطر « 17 » گوناگون از وى تولّد مىكند .
هامش
( 1 ) - همچنانL: چنانN- -
( 2 ) ( 2 ، 3 ) - چراغى . . . تاريكN: -L- -
( 6 ) - شودL:
شدN- - نارL: نارىN- - نورستL: نور گشتN- -
( 8 ) - كهL: -N- - سورهء 24 ( النور ) آيهء 35 - - بلكه : بلكL: ملكN- - هژدهL: هجدهN- -
( 9 ) - مىآيندL:
آيند + بينند كهN- -
( 11 ) - بحر خفيف
- -
( 14 ) - مختلفهL: مختلفN- - در او دو :
درو دوN: در دوL- -
( 15 ) - بيايندN: بيايدL- -
( 16 ) - بصفاتL: به صفتN- - شودL: گرددN- -
( 17 ) - خاطرL: خواطرN