مقصود آنكه « 1 » طالب آنست كه روى از غير مطلوب بگرداند و سه طلاق بر گوشهء چادر دنيا و عقبى دهد ، « 2 » و اگر هزار بار به گوش سرّ او رسد كه اى مردود ، بازگرد ! دامن معبود خود از دست ندهد . بيت :
دلا گر عاشق « 4 » عشقى ز دون خود « 5 » تبرّا كن * چو مردان لا ابالى شو بعشق اندر تولّا كن
عجب كاريست آن « 6 » حضرت اگر خواهى كه دريابى * ز دنيا پاى بيرون نِه هم از عقبى تبرّا كن « 7 »
( 76 ) امّا باز آمديم بهآنكه مىگوئيم : تا سالك از آن عقبات دوزخ نفسانى عبور « 8 » نكند ، بدان درجات بهشت روحانى نرسد ، و تا بدان درجات بهشت روحانى نرسد ، از دركات دوزخ ظلمانى خلاص نيابد و تا « 9 » بدرجات بهشت جاودانى نرسد ، و نام وى در مقام بندگان ثبت نيفتد ، « 10 » و در خصوصيّت اضافت
« يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ »
« 11 » راه نيابد . امّا چون پاى از عقبات دوزخ نفسانى تمام بيرون نهاد ، بدرجات بهشت روحانى رسد و از هفت دركهء دوزخ ظلمانى خلاص يابد « 13 » [ و ] وى را در « 14 » هفت درجه از درجات بهشت جاودانى عبور دهند ، برآن تقدير كه شرح طبقات زمين بشريّت و آسمان روحانيّت گفته آمده است ؛ و هر طبقهء را از آن طبقات زمين انسانى و طبقات « 16 » آسمان روحانى قبيحهء و صالحهء تقدير كرده ، و مشابه هر قبيحهء و صالحهء دركهء ، كه آن « 17 » مانع درجهء رفيعه باشد ، اشارت افتاده . پس هر طبقهء از طبقات
هامش
( 1 ) - آنكهL: -N- -
( 2 ) - دهدL: نهدN- -
( 4 ) - عاشقL: طالبN- -
( 5 ) - خودL: حقN- -
( 6 ) - آنL: اينN- -
( 7 ) ( 4 الى 7 ) - بحر هزج
- -
( 8 ) - اماL: -N- - آنL: -N- -
( 9 ) ( 9 ، 10 ) - نكند بدان . . . نيابد و تاL: نكند -N- -
( 10 ) ( 10 ، 11 ) - و نام وى . . .
نيفتد وN: -L- -
( 11 ) ( 11 ، 12 ) - سورهء 43 ( الزخرف ) آيهء 68
- -
( 13 ) - نهادL: نهدN- - رسد وN: رسد -L- -
( 14 ) - درL: برN- -
( 16 ) - طبقاتL: -N- -
( 17 ) - كه آنL: كه از آنN