« اگر روا بودى كه به غير حقّ كسى ديگر « 1 » را دوست دارمى ، ابا بكر را دوست داشتمى » رضى اللّه عنه .
( 67 ) بنابراين تقدير چندانكه جوهر عقل در اصل خويش كاملتر ، عشق بيشتر ، و چندان كه عشق بيشتر ، مرد عاشقتر ، و چندان كه مرد عاشقتر ، بمعشوق نزديكتر .
بيت : « 5 »
گر عشق نبودى و غم عشق نبودى * چندين سخن نغز كه گفتى كه شنودى
گر باد نبودى كه سر زلف ربودى * رخسارهء معشوق بعاشق كه نمودى « 6 »
يعنى باد جذبهء « 8 » حضرت الوهيّت كه زيادت از عمل ثقلين است ، اگر آن باد نبودى ، به عمل ثقلين كسى بدان حضرت نتوانستى رسيد و مشاهدهء جمال حضرت ربوبيّت نتوانستى كرد . لاجرم آن باد زيادت آمد « 10 - » از عمل ثقلين ، « 10 » كه « جذبة من جذبات الحقّ توازى عمل الثّقلين » . اما دليل بر آنكه گفتيم هركجا عقل بيشتر ، عشق بيشتر ، و هركجا عشق بيشتر ، بمعشوق نزديكتر ، يعنى كه مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - عاقلترين مخلوقات بود ، و چون عاقلترين مخلوقات بود ، عاشقترين كلّ موجودات آمد ، و چون عاشقترين كلّ موجودات آمد ، برگزيدهترين و مقرّبترين و محبوبترين كلّ مخلوقات است « 14 » - صلوات اللّه و سلامه عليه -
( 68 ) آرى عزيزا ، چندان كه سالك را عشق بيشتر ، درد طلب آن حضرتش « 16 » بيشتر ، و چندان كه درد طلب آن حضرتش بيشتر ، دواى درد طلبش « 17 » در مطلوب تمامتر و او بكمال معرفت نزديكتر . امّا عاشق بىدرد را ، عشقش « 18 » تمام نبود ، و چون عشقش
هامش
( 1 ) - ديگرL: -N- -
( 5 ) - بيتN: -L- -
( 6 ) ( 6 ، 7 ) - بحر هزج
- -
( 8 ) - جذبهN:
جاذبهL- -
( 10 - ) - آمدL: -N- -
( 10 ) - ثقلينL: + آمدN- -
( 14 ) - كل مخلوقات استL: تمام كائنات گشتN- -
( 16 ) - حضرتشL: حضرتN- -
( 17 ) - طلبشL:
طلبN- -
( 18 ) - عشقشL: عشقN