و در عجايب و غرايب قدرت او نگاه كنند و باز دانند كه اين را قديمى قادر و صانعى « 1 » عالمست ؛ اگر بنده نيز اين مصوّرهء وجود انسانى را ، كه مسودهء دو عالم غيب و شهادت است ، به اندك جامهء كه آن « 3 » مزيّن وى باشد مددى كند ، تا بدان مزيّن شود ، باكى نبود .
اكنون از آن وقت باز اين ضعيف را كار ديگر شده است ، يعنى اگر كهنه دهد هوش كند ، « 4 » و اگر نو رساند نوش كند ، « 5 » و خود را بخوض و فضول مشغول نگرداند .
بيت :
چون نتوانم كه با غمت باز نهم * هرچ از تو به من رسد بجان باز نهم « 7 »
( 63 ) الهى ، به الوهيّتت ، « 8 » كه اين حال را كه در قال آمد ، برين ضعيف و بال مگردان و درين سرگذشت سرّ بال اين ضعيف را از سر بال رعونت و نمايش نگاهدار ، و بكبرياى عظمت و جلال سلطنتت ، كه به خود و خلقش باز مگذار ، بالنّبىّ المختار و آله « 10 » الأخيار ، و سلّم تسليما كثيرا ! ارباب مطالعه معذور دارند كه سخن اين ضعيف از هر كوى بهر روى مىافتد ، امّا چون اين مايده « 11 » از خزينهء « 12 » غيب بىريب نفس مىرسد ، از فايده خالى نباشد . آرى ، مصرع : « 13 »
سخن آن به « 14 » كه بىهوا باشد
اگر در ظاهر حال ريائى روى دهد ، آن روى نيز از راى « 15 » حقّ بيرون نباشد .
هامش
( 1 ) - و درL: و -N- - ( 1 ) - كنند وN: كنند -L- - اينL: آنN- - قادر وN: قادرستL- - صانعىN: صنيعىL- -
( 3 ) - آنL: -N- -
( 4 ) - هوش كندL: -N- -
( 5 ) - رساند نوش كندL: درپوشدN- -
( 7 ) - بحر رباعى
- -
( 8 ) - به الوهيتت كهN: به الوهيتت -L- -
( 10 ) - كهL: + اين ضعيف راN- - خلقشL: خلقN- -
( 11 ) - مايدهL: فايدهN- -
( 12 ) - خزينهL: خزانهN- -
( 13 ) - مصرعN: -L- -
( 14 ) - بهN: بهترL- - بحر خفيف
- -
( 15 ) - راىL: راهN