قهر كند . پس اينجا كفر واسطهء اظهار صفات قهر آمد . و قهّار ، چون خواهد كه اظهار صفات قهر كند ، جور و قهر و دار و گير دوست دارد ، تا بدان صفت شناخته شود ، « 2 » كه
« خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ، ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ، ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ »
، « 3 » از بهر آن كه ما گفتهايم كه ارادت از آفرينش معرفتست ، و اللّه تعالى « 4 » معرفت را دوست مىدارد ؛ پس اگر خداوند اظهار صفات قهر خود نكردى ، بصفات قهر شناخته « 5 » نشدى ؛ پس دوست داشت كه بصفات قهر نيز « 6 » شناخته شود ، اظهار صفات قهر كرد . پس ارادت اظهار « 7 » صفات قهر خداوندى آفريدن داعيهء كفر در كافران تقاضا كرد ، و باز كفر كافر اظهار صفات قهر خداوندى تقاضا كرد ، و اظهار صفات قهر معرفت تقاضا كرد ؛ « 8 » پس معرفت محبّت تقاضا كرد . اينك در ضمن ارادت او « 9 » بكفر كافران محبّت ! و اللّه أعلم .
( 59 ) امّا دليل آنكه گفتهايم : مريد آنست كه روى از مراد خود بگرداند ، آنست كه وقتى كه اين ضعيف را در مبدأ حالت درد طلب حقّ در جنبانيده بود ، « 11 » اين ضعيف « 12 » در كوچها مىگشتى و پارهاى كهنه كه انداخته بودندى برمىچيدى و پاك مىشستى و بر خرقه مىدوختى ؛ پس در آن وقت پيراهن صوفى بدين ضعيف نقل افتاد ؛ « 13 » چون اين حديث از آن ذات شريف و جوهر لطيف « 14 » بحر رسالت و عنصر فتوّت بدين ضعيف رسيده بود كه « صاحب القميصين لا يجد حلاوة الإيمان » اين ضعيف بر « 15 » موافقت قول حبيب اللّه
هامش
( 2 ) - جور . . . شناخته شودL: دوست دارد تا به صفت جبر و قهر و دار و گير شناخته شودN- -
( 3 ) ( 3 ، 4 ) - سورهء 69 ( الحاقه ) آيات 30 - 32
- -
( 4 ) - اللّه تعالىL: حق سبحانهN- -
( 5 ) - خداوندL: + عز و جلّN- - خودN: -L- -
( 6 ) - نيزN: -L- -
( 7 ) - اظهارN: -L- -
( 8 ) - كافرL: كفارN- - خداوندىL: + عز شانهN- -
( 9 ) - اوL: -N- -
( 11 ) - وقتى كهN: وقتى -L- - در جنبانيدهL: دامن جان گرفتهN- -
( 12 ) ( 11 ، 12 ) - اين ضعيفL: -N- -
( 13 ) - پس . . . افتادL: و آن خرقه در اصل پيراهنى بود كه از صوفئى بدين ضعيف نقل شده بود وN- -
( 14 ) - جوهر لطيفL: گوهر -N- -
( 15 ) - برL: بهN