( 61 ) و مع هذا كه روندگان باشند كه شيطان برونى پيرامن ايشان نتواند گشت - دليل بر آنكه اين ضعيف باوّل وهلت و مبدأ حالت كه به خدمت شيخ الشيوخ قطب الاولياء ، دليل طالبان راه خداى ، سبحانه و تعالى ، شيخ احمد جورپانى پيوست و به اشارت او احرام خلوت بربست ، نخست شب كه اين ضعيف را ذكر تلقين كرد ، چون اين ضعيف پاى در خلوتخانه نهاد ، در كنج خلوتخانه شخصى ظلمانى را ديد ايستاده ؛ اين ضعيف بوى التفات نكرد ، چنان كه شيخ فرموده بود ، شرط جلوس بجاى آورد و روى فرا حقّ كرد ، و زبان بگشاد و اوّل بار كه بگفت « لا إله الّا اللّه » ، آن شخص فريادى شديد بركشيد و خود را بر گوشهء چپ خلوتخانه زد ، چنان كه ديوار خلوتخانه بشكافت به معاينه ، و برقى از او باز جست ، و فريادى عظيم شديد از او برآمد ، و باز ديوار فراهم آمد ؛ و از آن وقت باز هرگز بگرد اين ضعيف نتواند گشت - امّا با اين شيطان درونى ، كه « أعدى أعدائك نفسك التى بين جنبيك » است ، امروز مدّتى شد كه روى به محاربهء « رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر » آورده است و به اشارت « موتوا قبل أن تموتوا » به مقاتلهء او برخاسته ، و هنوز خلاص و نجات تمامى روى ننموده است ، و انصاف او در انقياد مستحكم ناگشته ، چنان كه شيخ المشايخ نجم الدين كبرى فرموده است ، قدّس اللّه روحه العزيز بيت :
گبريست درين تنم كه پنهانى نيست * برداشتن سرش بهآسانى نيست
ايمانش هزار بار تلقين كردم * اين كافر را سر مسلمانى نيست « 16 »
( 62 ) عجب تا خود سايل را از اين سؤال مقصود و مطلوب چيست ؟ نهنه ، هرچند به نزديك اولو الالباب پسنديده و نيكو نيايد ، بهتر آن بود كه از آن دور باشد ! زيرا كه هر كه در اين معنى با ما بدعوى بيرون آيد ، ما وى را از اوّل اين طريق سؤال كنيم ؛ اگر جوابى شافى يابيم ، وى را انتها مسلّم داريم و سر بر خطّ فرمان او نهيم ، و اگرنه ، تعنّت بىفايده را انصاف ندهيم ؛ زيرا كه ما را در اين راه بسى سؤالاتست ، و از آن سؤالات يكى اينست :
هامش
( 16 ) ( 16 ، 17 ) - رباعى