تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
دارد ، تا به مقصود كلّى خود بازرسد ، كما قيل : « من طلب شيئا و جدّ ، وجد » ، و بزفان جان و دل پيوسته به هيبت و تعظيم ذكر مىگويد ، چنان كه هفت اندام او از گفتن ذكر متأثّر و متلذّذ مىشود ، و هيچ خاطر را ، كائنا ما كان ، به دو راه باز ندهد ، البتّه همه را نفى مىكند ، و چندان ذكر خداى تعالى بگويد كه هفت اندام او با او در ذكر آيد ، تا موى و ناخن . وفّقك اللّه لهذا العمل و جميع الطالبين و أهل السبيل « 5 » و جميع المؤمنين ! و الله الهادى .

فصل در جواب سؤالى كه بىشيخ راه توان رفت يا نتوان رفت

( 60 ) و العياذ باللّه تا آن كيست كه نفى شيخ مىكند و از روى جهل مىگويد كه بىاستادى و پيشوائى قطع اين راه توان كرد ! كه مشايخ طريقت چنين گفته‌اند : « من ليس له شيخ فشيخه الشيطان » . امّا ببايد دانست كه مر طالب را احتياج بشيخ از دو وجهست : يكى در تعلّم آداب و شرائط آن به ظاهر ، چنان كه به عنعنه از مصطفى ، صلوات اللّه و سلامه عليه ، منقولست الى يومنا هذا ، بدان شريطه كه هيچ زيادت و نقصان را به دو راه ندهد ، كه « لا تزد و لا تنقص » را با شرائط آن روان كرده‌اند . وجه ديگر وقوف بر وقايعى كه مىافتد ، تا پيش شيخ مىآرد و شيخ در آن معنى اشارتى مىكند ، تا غايتى كه تمييز تواند كرد ميان نفس و شيطان . بعد از آن طالب را « 14 » به فايدهء صورتى حاجت نيفتد از شيخ ، امّا به محبّت شيخ و ارادت وى محتاج باشد ، تا از راه معنى فايده تواند گرفت . پس اينجا تفاوت نكند اگر شيخ در حال حيات باشد يا در حال ممات ، كه بعد از اين طالب فايده از باطن شيخ گيرد ، و شيخ از راه معنى به حقيقت زنده است ، كه « أولياء اللّه لا يموتون » . و مريد مميّز را در اين حالت در بحر طلب بيش خوف غرقه شدن نباشد ، الّا ما شاء اللّه ، زيرا كه سباحت عبور او را شناخت و تمييز مخاوف و مهالك استظهارى تمامست . بيت :
بچّهء بط اگرچه دينه بود * آب درياش تا به سينه بود « 21 »
هامش
( 5 ) - السبيل : الكسلL- - ( 14 ) - طالب را : طلب راL- - ( 21 ) - بحر خفيف