تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
كه روندهء از روندگان اين راه ذكر مىگويد ، ناگاه فنائى ظاهر شود ، امّا در آن فنا در وجود خويش هنوز بقيّهء حياتى مىبيند ، ناگه « 2 » نور ذكر بر دل او عكس انداخت و وجود رونده را اين بار ظاهرا و باطنا بكلّى فانى كرد ، الّا دو چيز را ، كه يكى از آن پارهء گوشت به مقدار دو سير بيش يا كم ، دوّم حسّ كه بدان گوشت پاره مىنگريست ؛ و هردم در ظاهر آن گوشت پاره اسلام روى مىداد ، « 5 » در معنى وى كفر صريح پيدا مىشد ، و هرگاه كه در ظاهر وى اسلام كم مىشد ، معنى را مسلمان مىيافت . اكنون تا فناى اوّل چيست ، و فناى دوم از كجاست ، و آن گوشت پاره در وجود از كدام عضوست ، و آن اسلام چيست ، و آن كفر چه بوده ؟ ، سؤال دوم : شيطان را بچه باز شناسيم ؟ سؤال سيم : تبديل و تغيير نفس بر چند صفت مىگردد ؟ سؤال چهارم : اهتزاز ذكر در وجود چگونه باشد ؟ اين بود سؤالات كه بعضى را « 10 » ذكر كرده آمد . و آنچه مكتوب افتاد ، نه به جهت امتحان و دعوى گفته آمد ، بل [ كه ] بر تحقيق و طلب بيان و معنى ذكر كرده شد ، تا بر روى روزگار و تقلّب ليل و نهار مبتديان را استظهارى گردد و رغبتى درافزايد ، و نيز مجيب را از شرح جواب ثوابى حاصل آيد ، و عنايت ابدى و سعادت سرمدى روى نمايد ، و رضاى حقّ مدّخر ماند ، و اللّه أعلم ! بيت :
تا نشناسى كه ما ازين جا مانيم * پوشيده‌مرقّعانِ بىسامانيم ما نيك بديم و نيك بىدرمانيم * ليكن به دو نيك خويشتن را دانيم « 15 »

الفصل الثامن فى جواب من سأله عمّا « 17 » الفائدة فى ترك الدنيا و الآخرة

( 63 ) چنان كه سؤال مىكند كه نزديك ارباب حقيقت و خداوندان شناخت و معرفت فرق نيست در ترك ميان دنيا و آخرت ، بلكه اين هر دو [ را ] متروك مىدانند ، و عجب آنكه آخرت از دنيا مهيّا و روشن است ، و وعده و وعيد كلّ مخلوقات بوى است ،
هامش
( 2 ) - ناگه : شايد هم « تا كه » خوانده مىشود - - ( 5 ) - مىداد : + وL- - ( 10 ) - بعضى را : كذا درL- - ( 15 ) ( 15 ، 16 ) - رباعى - - ( 17 ) - سأله عما : سال عنه ماL
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 149 | نور الدين عبد الرحمن اسفراينى / هرمان لندلت