تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
امروز كوس دولت ايشان بر بسيط زمين فروكوفته‌اند ، فردا بعرصات قيامت فروكوبند و زين دولت ايشان را بر براق همّت ايشان بندند ، تا چنان كه خواهند در بهشت مىخرامند و بذوقى تمام نعمت جنّات نعم مىچشند و با حوران دلرباى بر قصرهاى بهشت مىنشينند ، كه
« حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ »
. « 4 » شعر :
سلام على دار أمّ الكواعب * بتان سيه‌چشم عنبر ذوائب رسوم قصور ديار عوالى * چو در صدر منشور توقيع صاحب « 5 »

الفصل السابع فى جواب المتعنّت و المنكر فيهم

( 56 ) در جواب جمعى منكران و متعنّتان كه بر اين ضعيف تيغ انكار مىكشند و اصحاب طريقت و اهل خلوت را منكر مىباشند و برموز سخنهاى رنگين مىگويند و بكلّى سر بدان هوا برآورده‌اند كه امروز خلوت نمىبايد داشت ؛ و اين سخن را دليلى روشن از حديث و قرآن نمىآرند ، و در مجادله و مخاصمت مرده مىكوشند . و اين ضعيف را سر مجادلهء ايشان نيست ، زيرا كه اين سخن از مجاهده جسته‌اند ، نه از مجادله . عجب واقعه‌ايست ، خداى را تبديل و تغيير نه ، طالب را تلبيس و تزوير نه ، راهى راست جادّهء كوفته نارفتن را سبب چيست ؟ و اين مباينت از كجا افتاده است ؟ نه‌نه ، راه را مىبايد رفت ، تا نروى نرسى ، چنان كه يكى از مشايخ مىگويد كه « هركس كه ندويد گور نگرفت ، امّا گور آن‌كس گرفت كه بدويد » . و شيخ اوحد كرمانى در اين معنى مىگويد بيت :
ناكرده دمى آنچه تُرا فرمودند * خواهى كه چنان شوى كه مردان بودند تو راه نرفتهء از آن ننمودند * ورنه كه زد اين در كه درش نگشودند « 17 »
( 57 ) امّا آنچه مىگويند كه خانقاه دار شفاست ، و اهل خانقاه بيمارانند كه مرض ايشان انواعست ، و لا بدّ هر يكى را دارو به نوعى ديگر بايد داد ، پس طبيب بايد كه مرض و علّت هر يك بشناسد تا تدبير معالجهء او بر قانون تواند كرد ، مقبول و معقول مىگويند .
هامش
( 4 ) - سورهء 5 ( الرحمن ) آيهء 72 - - ( 5 ) ( 5 ، 9 ) - بحر متقارب - - ( 17 ) ( 17 ، 18 ) - رباعى
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 144 | نور الدين عبد الرحمن اسفراينى / هرمان لندلت