و فرزندان و حسنات ؛ حسنات با وى بماند و ديگران از وى بازگردند » . ديگر آنست كه نصيب تو از دنيا آنست كه نزديك حقّ فرستى بدانكه در راه خداى بذل كنى ، كه آن ترا بر حضرت حقّ باقى است ، و هرچه از بهر هواى نفس بگذارى ، بر تو فانى است ، چنان كه در قرآن مجيد از آن خبر مىدهد :
« ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ »
، « 4 » تا آن باقى را از حضرت او يكى به هفتصد و مضاعف آن بازستانى ، چنان كه مىفرمايد :
« مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ »
. « 6 »
( 55 ) نهنه ، عقل بربايد گماشت و دنياى فانى را بذل بايد كرد و بر دولت نعمت او دل نبايد نهاد ، چنان كه گفتهاند [ بيت ] :
عاقل بچه اوميد درين شوم سراى * بر دولت او دل نهد از بهر خداى
چون راست كه خواهد كه نشيند از پاى * گيرد اجلش دست كه بالا بنماى « 10 »
زيرا كه دنياى غدّار مكّار مردار هيچ نيرزد ، « الدنيا جيفة و طالبها كلاب » ، چه اين دنياى غدّار مكّار گذاشتنى و از وى گذشتنى است . افسوس باشد كه عاقل مملكت آخرت ابدى بدنياى فانى منغّص مكدّر بفروشد ! هيهات ، خداوندان نعمت را عهدشكنى نبايد كرد ، و به وفاى
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ »
« 15 » قيام بايد نمود و اين بيع را فسخ نبايد كرد ، كه بهتر از اين فروشنده نتوان يافت و خوبتر از اين متاع نتوان خريد ، و دنيا و هرچه در دنياست از بهر چنين متاعى نثار بايد كرد و باك نبايد داشت ! بيت :
دنيا چه بود نثار دنيا چه بود * وين مايه ز يادگار دنيا چه بود
درياب شها مملكت عقبى را * روزى دو سه روزگار دنيا « 20 » چه بود « 19 »
نهنه ، مردوار پاى بر طارم اعلى بايد زد و جنّة المأوى بدست فرو بايد گرفت ، تا همچنانكه
هامش
( 4 ) - سورهء 16 ( النحل ) آيهء 98 / 96
- -
( 6 ) ( 6 ، 7 ) - سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 263 / 261
- -
( 10 ) ( 10 ، 11 ) - رباعى
- -
( 15 ) ( 15 ، 16 ) - سورهء 9 ( التوبة ) آيهء 112 / 111
- -
( 19 ) ( 19 ، 20 ) - رباعى
- -
( 20 ) - دنيا : د ؟ ؟ ؟ ىL