منزل زمين قرار گرفتم ، آوازى هايل شنيدم كه هرگز ديگر مثل آن نشنيدم . آن آواز چه بود و از كجا آمد ؟ مادرش او را حكايت كرد كه در آن وقت خادمهء جامهء پدرت نشسته بود ، و در طشت خوانى بر بام برده و بر لب سر سراى نهاده تا خشك كند ، و باغچگكى « 3 » كه متّصل سراى است پدرت در آنجا بود . چون خادمه بشنيد كه پسرى تولّد كرد ، خواست كه بتعجيل خبر به پدرت رساند ، پايش بطشت باز آمد ، طشت از بام در ميان سراى افتاد ؛ آواز هايل از آنجا بود .
( 54 ) القصّه ، تا خداوندان دولت و مكنت را صورت نبندد كه اين نوع سخنهاى اين ضعيف « 8 » از بهر تجرّع دنيائى و حيلهء گدائيست ! نهنه ، كه سعادت دو جهانى ايشان و يافت رضاى رحمن است ، تا از آن جمله نباشند كه اين خطاب در حقّ ايشانست :
« الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ »
. « 9 » و اين ضعيف را نيّت « التعظيم لأمر اللّه و الشفقة على خلق اللّه » است اندر اين ، تا باشد كه اين ندا به گوش جان هيچكس نرسد از امّت احمد ، و تا بتعذيب
« يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ »
« 12 » گرفتار نشوند ، و نصيب خويش از دنيا فراموش نكنند ، چنان كه مىفرمايد ، عزّ و جلّ :
« وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ »
. « 15 » پس اين ضعيف را در اين خطاب رحمانى و اشارت سبحانى دو معنى فرا خاطر مىآيد : يكى آنكه نصيب خويش از دنيا بشناسد كه كرباس پارهء از دنيا و دو گز و نيم زمين بيش به دو نخواهد رسيد ، و ديگر همه آنست كه ضايع ماند و بلب گور از او باز گردد ، چنان كه مصطفى ، عليه السلام ، فرموده است كه « سه چيز با بنده بلب گور آيد ، دو بازگردد و يكى با وى در خاك شود . گفتند سه كدام باشد يا رسول اللّه ؟ گفت : مال
هامش
( 3 ) - باغچگكى : با عجلكىL- -
( 8 ) - ضعيف : + راL- -
( 9 ) ( 9 ، 10 ، 11 ) - سورهء 9 ( التوبة ) آيهء 34
- -
( 12 ) ( 12 ، 13 ، 14 ) - سورهء 9 ( التوبة ) آيهء 35
- -
( 15 ) ( 15 ، 16 ، 17 ) - سورهء 28 ( القصص ) آيهء 77