تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و دل عزيز خود را از ظلمت و كدورت اخلاق اهل نفاق پاك گردانند ، كه « و الفرار منهم من أخلاق المنافقين » ، و به معاونت در مصلحت ايشان قيام نمايند ، كه
« تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى »
« 2 » . پس هر جدّ و جهد كه ممكن شود در حقّ ايشان بجاى آرند ، تا خود را در ولايت ايشان شركت اندازند ، كه ولايت ايشان ولايتى عجبست ، كه « إنّ ملوك الجنّة كلّ أشعث أغبر ، إذ [ ا ] استأذنوا لم يؤذن لهم و إن خطبوا النساء لم ينكحوا و إذا قالوا لم ينصب لقولهم . لو قسم نور واحد منهم بين أهل الأرض لوسعهم » ، و تا توانند در يارى دادن بندگان خداى تعالى كوشند به چيزى كه بدان محتاج باشند ، تا اعانت حقّ تعالى بدان حاصل آيد ، كه « إنّ اللّه تعالى فى عون العبد ما دام العبد فى عون أخيه المسلم » ، و بر امّيد روائى حاجت خويش از خداوند ، جلّ و علا ، به برآوردن حاجت ايشان بشتابند ، كه « لا يزال فى حاجة العبد ما دام العبد فى حاجة أخيه المسلم » . و آن بغالب سه چيزست ، يا لقمه باشد ، كه مدد قوت ايشان كند ، تا از عهدهء آنچه ايشان را فرموده‌اند بيرون توانند آمد ، كه معاملات دينى مبنى بر قوام قالب و قوت مركب نفس است ، و قوام قالب مبنى بر آكله و شاربه ، چنان كه مشايخ طريقت ، رضوان اللّه عليهم ، گفته‌اند : « أشبع الزنجىّ « 13 » و كدّه » ، و نيز مصطفى ، عليه السلام ، چنين مىفرمايد : « لو لا الخبز ما صلّينا و ما صمنا » ؛ و يا خرقه بود ، كه عورت ايشان بپوشد و دفع سرما و گرماى مفرط كند ؛ و يا خانه ، كه ضرر برف و باران از ايشان باز دارد و ايشان در آنجا از ايذاى حيوانات و مردمان ناجنس خلاص يابند ، تا بدلى فارغ به عبادت خداى تعالى پردازند ، كه در حديث آمده است كه حقّ تعالى در نمازى ننگرد كه دل در آن نماز حاضر نباشد ، و نيز روايتست كه مصطفى ، عليه السلام ، گفته است : « از نماز هركسى آن مقدار نويسند كه دل در وى حاضر باشد » ، و نيز آمده است كه جواب ذكرى كه از سر غفلت گويد لعنت است ، و نيز روايتست كه « من قال لا إله الّا اللّه غافلا قلبه عن اللّه فخصمه اللّه » . ( 51 ) و تا طالب فارغ نبود از هرچه در راه دين بدان محتاجست ، جمعيّت صورت
هامش
( 2 ) ( 2 ، 3 ) - سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 3 / 2 - - ( 13 ) - الزنجى : الر ؟ ؟ ؟ حىL