تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
كار سر باشد نظر نى كار دم * مست كى گردد كسى بىمى ز خم هيچ از خمّ تهى كس مىبرد * يا « 1 » خود از كاسه تهى آشى خورد 990 كاسه و صحن ملوّث « 2 » كان تهى است * جز مگس را زان خورش كى فربهى است قوت او را باشد آن مقدار بس * چى تهى چى پر به پيش خرمگس معدهء او راست كافى آن‌قدر * كى برد از نعمت بىحدّ بر 993 كاسه‌هاى « 3 » پر براى آدمى است * لوت و نعمتها غذاى آدمى است نعمتى كان نعمت از نقمت برى است * نيست زين عالم ز خوان آن سرى است قوت خاصان است دائم آن نعم * زان كه بد آلودگى « 4 » پاك از قدم 996 چشم جانشان را مدام از حسن رب * هست نادر خوردنى بىكام و لب غير ديده حسن حق « 5 » را كى خورد * غير ديده كى از آن روضه چرد ديده حاصل كن كه تا بينى عيان * حسن حق را در مكان و لامكان 999 زانكه گر بىديده بو سينا شوى * در فنون علم مستثنا شوى ره نيابى در سراى كبريا * ديد او را ديده بايد « 6 » اى كيا ديده عشق است از خدا رو عشق جو * در طلب مىپوى دايم كو به كو 1002 تا ببينى بىحجابى دوست را * مغز گردى چون گدازى پوست را

[ ارائه قدرت حق به واصلان با تخريب صنع . . . ]

در بيان آنكه حق تعالى پيش واصلان تمامت صنع‌هاى خود را از زمين و آسمان همه را يك‌يك خراب مىكند و باز از نو مىسازد تا كيفيت قدرت حق را ببينند عيان « 7 » . و همچنان‌كه خدا ساخت و مىداند كه چون ساخت ؛ ايشان نيز بدانند و عين علم حق علم ايشان شود . دوى از ميانه برخيزد و يگانگى تمام رو نمايد . معنى عالم وحدت اين باشد .
هم خدا داند خدا را غير كى گنجد درو * زانكه در درياى وحدت غير جز اغيار نيست
جمله اشياى جهان بر تو عيان * گردد و پنهان نماند هيچ آن حل شود از تو نكات و مشكلات * سهل گردد صعب‌هاى معضلات 1005 چيست عرش و كرسى و لوح و قلم * جمله را بر فرش بينى بىرقم
هامش
( 1 ) - مج : با ( 2 ) - مج : كاسمانها ( 3 ) - مج : كاسمانها ( 4 ) - مج : بد ز آلودگى ( 5 ) - مج : خود ( 6 ) - مج : يابد ( 7 ) - مج : قدرت را عيان ببينند
انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 52 | بهاء الدين محمد ( سلطان ولد ) / محمد على خزانه دار لو