تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
هم « 1 » نبى جوينده احرار « 2 » بود * گرچه او را صد هزار انوار بود 675 همچنين هم واصلان نامدار * طالب مردان بده در هر ديار گر نبودى ديد ايشان اصل كار * كى از آن بودى شهان را افتخار بعد قربت‌ها كه از حق داشتند * هر يكى صد گون لوا افراشتند 678 از كرامات و ز معجز در جهان * با كه و مه فاش بنمودند آن با چنين رتبت هميشه در دعا * خواسته ديدار مردى از خدا تا رسد زان واسطه وصل « 3 » نوش * تا برد نورى دگر از پرتوش 681 زانكه هريك را بود و صلى دگر * جمله را يكسان نبخشد « 4 » دادگر لايق هركس نمايد حق جمال * قدر رتبت مىرسد از حق وصال راه حق را گر مقامات است ژرف * وصلتش دارد مقامات شگرف 684 پرده‌ها دارد ز ظلمات و ز نور * زان همه مىبايدت كردن عبور پرده‌هاى ظلمتى در ره بود * پرده‌هاى نور بر درگه بود سير ره باشد ظلام اندر ظلام * سير منزل نور در نور اى همام 687 ره توى از خويشتن بگذر تمام * تا رهى از پرده‌هاى پرظلام بعد از آن در منزل است اين سيرها * نور در نور است آن سير اى فتى سير الى اللّه ظلمت اندر ظلمت است * سير فى اللّه وصلت اندر وصلت است 690 پرده‌هاى ظلمتى هستى توست * ماندن آنجا مانع مستى « 5 » توست پرده‌هاى نور از انوار « 6 » خداست * حق تعالى كى ز نور خود جداست نى كه انوار خور است اندر زمين * پر شده از زير تا چرخ برين 693 گرچه يك نور است تاب خور بدان * نوع نوع آمد شعاعش در جهان سوى بالا چون روى تابش قوى است * تاب زير و تاب بالا كى سوى است تاب‌هاى خور مثال نردبان * پايه پايه از زمين تا آسمان 696 تابشى كز قرب خور پرتو « 7 » زند * سوزدت در حال چون در تو زند زيرتر تابش نباشد آن‌چنان * در يكى بنگر شمار بىكران وصل مردان را در انوار خدا * همچنين مىدان يقين اى كدخدا « 8 »
هامش
( 1 ) - مج : هر ( 2 ) - مج : ابرار ( 3 ) - مج : و صلى ( 4 ) - مج : ببخشد ( 5 ) - مج : هستى ( 6 ) - مج : نور از نور ( 7 ) - در نسخه اساس و مج ( بر تو ) ضبط شده است ليكن تصحيح آن به ( پرتو ) فصيح‌تر مىنمايد . ( 8 ) - مج : ز ديدار خدا