هم « 1 » نبى جوينده احرار « 2 » بود * گرچه او را صد هزار انوار بود
675 همچنين هم واصلان نامدار * طالب مردان بده در هر ديار
گر نبودى ديد ايشان اصل كار * كى از آن بودى شهان را افتخار
بعد قربتها كه از حق داشتند * هر يكى صد گون لوا افراشتند
678 از كرامات و ز معجز در جهان * با كه و مه فاش بنمودند آن
با چنين رتبت هميشه در دعا * خواسته ديدار مردى از خدا
تا رسد زان واسطه وصل « 3 » نوش * تا برد نورى دگر از پرتوش
681 زانكه هريك را بود و صلى دگر * جمله را يكسان نبخشد « 4 » دادگر
لايق هركس نمايد حق جمال * قدر رتبت مىرسد از حق وصال
راه حق را گر مقامات است ژرف * وصلتش دارد مقامات شگرف
684 پردهها دارد ز ظلمات و ز نور * زان همه مىبايدت كردن عبور
پردههاى ظلمتى در ره بود * پردههاى نور بر درگه بود
سير ره باشد ظلام اندر ظلام * سير منزل نور در نور اى همام
687 ره توى از خويشتن بگذر تمام * تا رهى از پردههاى پرظلام
بعد از آن در منزل است اين سيرها * نور در نور است آن سير اى فتى
سير الى اللّه ظلمت اندر ظلمت است * سير فى اللّه وصلت اندر وصلت است
690 پردههاى ظلمتى هستى توست * ماندن آنجا مانع مستى « 5 » توست
پردههاى نور از انوار « 6 » خداست * حق تعالى كى ز نور خود جداست
نى كه انوار خور است اندر زمين * پر شده از زير تا چرخ برين
693 گرچه يك نور است تاب خور بدان * نوع نوع آمد شعاعش در جهان
سوى بالا چون روى تابش قوى است * تاب زير و تاب بالا كى سوى است
تابهاى خور مثال نردبان * پايه پايه از زمين تا آسمان
696 تابشى كز قرب خور پرتو « 7 » زند * سوزدت در حال چون در تو زند
زيرتر تابش نباشد آنچنان * در يكى بنگر شمار بىكران
وصل مردان را در انوار خدا * همچنين مىدان يقين اى كدخدا « 8 »
هامش
( 1 ) - مج : هر
( 2 ) - مج : ابرار
( 3 ) - مج : و صلى
( 4 ) - مج : ببخشد
( 5 ) - مج : هستى
( 6 ) - مج : نور از نور
( 7 ) - در نسخه اساس و مج ( بر تو ) ضبط شده است ليكن تصحيح آن به ( پرتو ) فصيحتر مىنمايد .
( 8 ) - مج : ز ديدار خدا