تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
648 طاعت و تقوى اگرچه رهبر است * صحبت مرد خدا زان بهتر است نى نبى فرمود اين را با على * گر همىخواهى كه گردد دل جلى ديگران مشغول طاعتها شوند * بهر طاعت سوى مسجدها دوند « 1 » 651 تو برو هين صحبت عاقل گزين * تا فزايى بر « 2 » همه در علم و دين بود مقصودش ز عاقل خاص حق * كاندرو بيش از همه است اخلاص حق زانكه بهتر را گزيد از عقل او * كرد ز ادنى سوى اعلى نقل او 654 عاقل آن باشد كه او از بهر خود * كار بهتر را گزيند از رشد پس بود عاقل يقين مرد خدا * كو گذشت از اسفل و شد بر علا يافت آن را كز همه بالاترست * بر همه عالم « 3 » چنين كس سرورست 657 پس يقين شد صحبت مرد خدا * سر طاعتهاست شو جويان ورا تا شوى افزون ز جمله در وصال * عاقبت گردى تو خاص ذو الجلال از نوافل نى نكاح است اختيار * با ولى بودن دو صد چندان شمار 660 چون بدان معنى شد اين گفتت قبول * هم برين « 4 » معنى بنه سر اى فضول فايده اين دان كه صد چندان بود * سر كشيدن زين سخن خذلان بود رو مزن طعنه برين دعوى ما * هست انكارت درين عين خطا 663 بودنت مشغول با امر نكاح * هست بهتر از نوافل در صلاح زانك از آن امّت فزايد در جهان * تا كه طاعتها كنند از عين جان ممكن است اينكه شود برعكس آن * ترك طاعتها كنند آن امتان 666 ز احتمال بندگى شد آن گزين * ورنه چه نسبت بود اين را بدين چونكه بر طاعت نكاح زن فزود * در شريعت بىگمان اين به نمود كمتر و بهتر چه باشد اى فلان * وصف آن رحمت نگنجد در بيان 669 كه برى از مرد حق اندر لقا * قدر آن را كس نداند جز خدا مىرسد از مرد حق ديدار جود * اين‌چنين جود است جود آن وجود پس لقاى او بود جان را منى * جوى او را تا رسى در منتها 672 نى كه موسى خضر را جستى به جان * از خدا با صد دعا روز و شبان تا رسد او را ز ديدار خضر * كشف‌هاى نونو و انوار « 5 » سر
هامش
( 1 ) - مج : روند ( 2 ) - مج : در ( 3 ) - مج : عالى ( 4 ) - مج : درين ( 5 ) - مج : اسرار