گردد آخر آشنا و دوست رو * همچو آن اين هم شود محبوب تو
[ در بيان آنكه آنچه از شيخ و اصل حاصل شود به طاعات حاصل نشود ]
در بيان آنكه اگرچه طاعات و عبادات و مجاهده عاقبت به مشاهده مىرساند ليكن آنچه از شيخ و اصل به مريد رسد به مجاهده و طاعات بسيار حاصل نشود . ازاينرو مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم « 1 » با على - رضى اللّه عنه - از روى شفقت نصيحت فرمود كه چون ديگران را بينى كه در طاعت مىكوشند و مشغول مىشوند عوض آن طاعتها تو صحبت عاقلى را گزين تا از ايشان بگذرى در قرب و درجات ؛ كه : اذا تقرب الناس الى خالقهم بانواع البر فتقرب الى اللّه بانواع العقل تسبقهم بالدرجات و الزلف عند الناس فى الدنيا و عند اللّه فى الآخرة . زيرا در شريعت در مذهب ابو حنيفه - رحمة اللّه عليه - آنست كه اگر شخصى شب و روز به نماز نوافل مشغول باشد اگرچه در درون آن شخص سر سوزنى شهوت سر نكند و از زن فراغت عظيمش باشد ظاهرا و باطنا ؛ اولىتر آن است كه به نكاح مشغول شود نه به نوافل . و نزد شافعى - رحمة اللّه عليه - آن است كه اگر سر سوزنى شهوت و ميل زن در درون او سر كند و قوّت ترك آنش باشد پيش او نيز اشتغال به نكاح اولىتر « 2 » از نوافل . پس حينئذ « 3 » به اجماع مشغولى به نكاح اولىتر است از اشتغال به نوافل و ساير طاعات ؛ كه بدان ماند غير فرائض . چون اشتغال به نكاح اولىتر است در شريعت از اشتغال به طاعت و عبادت ؛ پس چرا صحبت ولى حق كه مظهر حق است بالاى طاعتها نباشد . منكر اين معنى از دين و طاعت « 4 » خدا جداست و بيگانه . نى كه موسى - عليه السلام - نبى مرسل بود و صاحب وحى و صاحب كتاب . و « 5 » معجزات بىحد او در قرآن مذكور است با چندين عظمت و كار و كيا ؛ از خدا به تمنا لقاى خضر را - عليه السلام - دريوزه مىكرد . همچنين « 6 » همه انبيا و اولياى و اصل طالب مردى بودند كه ازيشان واصلتر است . زيرا آن عطاها كه از وى رسد ؛ به طاعات ميسر نشود . مصطفى مىفرمايد « 7 » كه : وا شوقاه الى لقاء اخوانى ، و هم مىفرمود كه : انى لاجد نفس الرحمن « 8 » من قبل اليمن ، مرادش از يمن ويس قرنى بود . و همچنان جنيد و شبلى و ابا يزيد - قدس اللّه سرهم - طالب چنان مردان پنهانى « 9 » مىبودهاند « 10 » و فى الحقيقة طلب ايشان طلب حق است زيرا نور حق در « 11 » آنجا بيشتر تافته است . چنان كه شخصى از مقامى كه آفتاب آنجا تابد نقل كند به مقامى ديگر ، كه آفتاب آنجا بيشتر تابد و گرمى بيش بود . در حقيقت او طالب آفتاب باشد نه طالب مقام . پس طلب « 12 » مردان حكم آن مواضع « 13 » دارد كه گرمى بيش است . و اللّه اعلم « 14 » .
هامش
( 1 ) - مج : عليه السلام
( 2 ) - مج : اولاترست
( 3 ) - مج : حنبل
( 4 ) - مج : طلب
( 5 ) - مج : « و » ندارد
( 6 ) - مج : همچنان
( 7 ) - مج : مصطفى عليه السلام مىفرمود
( 8 ) - اساس : الرحمن
( 9 ) - مج : پنهان
( 10 ) - مج : مىبودند
( 11 ) - مج : « در » ندارد
( 12 ) - مج : طالب
( 13 ) - مج : تواضع
( 14 ) - مج : و سلم