تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
شد روا يك‌بار شستن در وضو * گر دو شويند اجر آن باشد دو تو 90 در سوم شستن بود اندر كمال « 1 » * بيشتر اجرش رسد از ذو الجلال چون سوم را هست اجرش بيشتر * زين سوم هم من برم كارى به سر در عبادت هرچه اكمل به بود * مه شود اكمل « 2 » هر آنكه كه بود 93 انبيا و اوليا اندر جهان * هرچه آن اكمل بود كردند آن در وضو آورده اكمل را به‌جا * همچنين در جمله افعال « 3 » اى فتى از صلوه و صوم و از حج [ و ] زكات * كرده اكمل را به اميد نجات 96 رتبت ايشان به نزد حق فزود * با اجابت هم دعاهاشان شنود مستجاب آمد دعاى انبيا * يافتند اندر جهان كار و كيا بلكه دارند از جنان « 4 » برتر مقام * دور از وهم خواص و هم عوام 99 همچنين هم اوليا را از خدا * هست برتر از چنان ملكى جدا آن‌چنان كاينجا به دنيا هر امير * از خواص و حاجبان و از وزير بيش‌وكم هريك ز شه دارد جدا * سرورى و ملكت و كار و كيا 102 پس به قدر رتبت هريك امير * داده شاه از جود ملكى اى فقير بر تفاوت آن‌چنان‌كه گفته شد * اين‌چنين درى ز رحمت سفته شد تو ازين آن را بدان اى باخرد * تا كه فهم اين ترا آنجا برد 105 احتياج اول خدا در جان نهد * بعد از آن مقصود را آسان دهد تا نباشد احتياج از جان خدا * كى كند مقصود خلقان را روا حق به حاجت مىدهد هر چيز را * كى تو بىحاجت برى از حق عطا 108 حاجت آن نبود كه خواهى از گزاف * سرسرى نز جان و دل گويى ز لاف حاجت آن باشد كه بىآن يك زمان * زنده نتوانى بدن اندر جهان آن‌چنان حاجت بد اندر انبيا * لاجرم مقصودهاشان شد روا 111 هرچه بد در جان ايشان ز آرزو * مىرسانيد از كرم اكرام « 5 » هو هركه را باشد چنان جد و طلب * هم رسد او را يقين از جود رب 113 از وصال و از جمال و از كمال * هرچه خواهد در زمان از ذو الجلال
هامش
( 1 ) - مج : كحال ( 2 ) - زاكحل . ( 3 ) - مج : اعمال ( 4 ) - مج : چنان ( 5 ) - مج : ز اكرام .