حق محيط و هر دو عالم صنع او * صانع از صنعش جدا نبود بجو
گر بجويى آنچنانكه جستنى است * فاش بينى سرّهايى كان خفى است
60 هرچه در دريا بود نبود جدا * هيچ نوع از آب دريا اى فتى
نى كه فرمود آن بزرگ نامدار * بايزيد آن سرور و فخر كبار
كه نديدم در جهان من هيچ چيز * كه نبد حق اندر آن چيز اى عزيز
63 در كه و در كوه و « 1 » در ارض و سما * ديدم اندر هر شبى روى خدا
چونكه در اشيا بديدش بايزيد * وين خبر در عقل هر دانا سزيد
پس اگر در اسم حق گفتم چنين * هست اولىتر قبول اين يقين
64 چون بگيرى قوت از نام خدا * چشم تو يابد ز نورش آن صفا
كه تو هم از نور او باز اى فتى * فاش بينى در همه اشيا ورا
پيش تو آيينه گردد اين جهان * بينى اندر وى جمال بىنشان
69 پس شوى چون بايزيد اندر مزيد * حبذا آن كو چنين شربت مزيد
نيست طالب را ازين برتر مقام * منتها اينست پس تمّ الكلام
[ علت پرداختن به دفتر سوم - انتهانامه ]
در بيان آنكه چون دو دفتر از مثنوى تمام شد در موعظه و نصيحت را از طريق نظم بسته بودم كه آنچه كه گفته شد اگر خلق بدان عمل خواهند كردن كافى است و تمام . پس عالم خموشى پيش گرفته بودم و به عالم باطن مشغول شده . در عين آن خموشى « 2 » الهام حق در رسيد بىچون و چگونه « 3 » ، كه به پند و موعظه مشغول شو كه آنچه در عالم خموشى مىطلبى در بيان و گفتار حاصل شود كه - خير الناس من ينفع الناس . پس لازم شد امتثال امر حق تعالى كردن و به دفتر ثالث مشغول شدن ؛ زيرا كه ثالث كمال است و كمال در سوم است . نى در وضو هر عضوى را كه يكبار بشويند نماز بدان وضو جائز است اگر دو بار شويند فضيلت و ثواب آن مضاعف مىگردد و چون سوم بار بشويند تمام است و كمال . اگر چهارم « 4 » بار بشويند ثواب نباشد زيرا كه ثواب و كمال در سه بار شستن است « 5 » . همچنانكه مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم - به نفس خود برابر صحابه - رضوان اللّه عليهم - وضو كرد بدين وجه كه بيان مىكنيم ؛ چون اعضا را يكبار شست فرمود كه : هذا وضوء من لا يقبل اللّه الصلاة الّا به « 6 » ، و چون دو بار شست فرمود كه : هذا وضوء من له الاجر مرّتين ، و چون سه بار شست فرمود كه : هذا وضوى و
هامش
( 1 ) - مج : در كوه ، در ارض . . .
( 2 ) - مج : مشغولى
( 3 ) - مج : بىچگون و چگونه .
( 4 ) - مج : چهار
( 5 ) - قابل توجه اينكه در شيعه براى وضو شستن بار اول واجب بار دوم جائز و بار سوم حرام است .
( 6 ) - مج : هذا وضوء لا يقبل اللّه الصلاة ،