وضوء الانبياء « 1 » من قبلى فمن زاد على هذا او نقص فقد تعدى و ظلم . معنىاش اين است كه كمال سه بار را دانند اگر چهار را كمال دانند متعدى باشند و ظالم و اگر كم از سه را كمال دانند هم متعدى باشند و ظالم . و همچنين در هر عبادتى برين منوال است كه گفته شد . انبيا عليهم السلام « 2 » در وضو و ساير طاعات آنچه اكمل است به جاى آوردند بنابراين معنى دو مجلد مثنوى در باب نصايح گفته شد به عبارات « 3 » و امثال مختلف بر وفق كلام مجيد ؛ تا خلايق از مناهى مجتنب شوند و به انابت و طاعت مشغول گردند به امر حق - تعالى - و بر وفق سنت رسول - صلى اللّه عليه و سلم - در مجلد ثالث شروع رفت اميد است كه حق تعالى اين را نيز به اتمام رساند . ان شاء اللّه تعالى « 4 » .
چون دو دفتر از بيان معنوى * نظم كردم نامشان شد مثنوى
72 گفته در وى هرچه آن بد گفتنى * از معانى و ز اسرار سنى « 5 »
بعد آن پرداختم سوى درون * در فروبستم ز احوال برون
ظاهراً ساكن به باطن خوشروان * آب نطقم در رياض عقل و جان
75 دل بداده پند جان را كين بس است * بس بود بانگى اگر در ده كس است « 6 »
ملك باقى را گزيده در طلب * زان خموشى جان بديده صد طرب
غرق آن درياى بىپايان بده * بىخود و مستهلك جانان شده
78 ناگهان الهام حق اندر رسيد * گوش و هوش من نداى آن شنيد
كه توى آن من و من آن تو * جان تو آن من و من جان تو
دان كه ملك توست اين عالىمقام * ليك بهر مصلحت بيرون خرام
81 طالبان را سوى ما داعى توى * چون رمه ايشان همه راعى توى
پند ما در گوش ايشان مىرسان * تا پذيرند و روند آنسو روان
سوى بىسو كان بود دار القرار * بر حذر باشند ازين دارا الفرار
84 گوش جانم امر حق را چون شنيد * بىسر و بىپا سوى خلقان دويد
چشمه حكمت ز جانم بر زبان * گشت سوى طالبان چون جو روان
كردم اندر دفتر ثالث شروع * بازم افتاد از چنان وصلت رجوع
87 پس شدم مشغول در ثالث كتاب * تا رهند اين خلق از بند و حجاب
زانكه سنت در سوم بار است و بس « 7 » * اينچنين فرمود سلطان عبس « 8 »
هامش
( 1 ) - مج : هذا وضوء وضوء الانبياء
( 2 ) - مج : انبيا در وضو
( 3 ) - مج : عبارت
( 4 ) - مج : اتمام رسانيد .
( 5 ) - سنى : رفيع ، بلند ، عالىرتبه
( 6 ) - مساوى اين ضربالمثل : در خانه اگر كس است يك حرف بس است .
( 7 ) - مج : تا سوم باز است بس
( 8 ) - سلطان عبس استعاره از براى پيامبر اكرم ( ص )