به نقل از مرزباننامه ، به اهتمام خليل خطيب رهبر ص 18
ص 57 ب 1104
وَ هُوَ مَعَكُمْ
گفته است اندر كلام . . . اشاره به بخشى از ى 4 س 57 ، حديد ، . . .
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ :
و او با شماست هرجا باشيد و خداست بدانچه مىكنيد بينا .
ص 58 ب 1122 ، پس اگر گويد . . . اشاره به انا الحق گفتن حسين بن منصور حلاج ر ك شرح ص 10 س 16
ص 59 ب 1140 ، همچو قتل خضر دان آن طفل را . . . اشاره است به داستان موسى و خضر ، و اينكه خضر به موسى مىگويد تو استطاعت همراهى مرا ندارى ، ليكن موسى با اصرار بدنبال خضر حركت مىكند . خضر كارهايى را انجام مىدهد كه موسى تحمل آن را ندارد . از جمله : كودك بىگناهى را كه بازى مىكرد مىكشد و موسى اعتراض مىكند . اين داستان بدون ذكر نام خضر در قرآن كريم سوره كهف آيات 60 - 82 آمده است . همچنين در ولدنامه ص 23 - 27 سلطان ولد دراينباره سخن گفته و نيز مولوى در مثنوى دفتر اول ص 16 و دفتر دوم ص 430 بدان اشاره كرده است . ابو الفتح محمد بن عبد الكريم شهرستانى صاحب الملل و النحل در تنها سخنرانى مكتوب بجا مانده از وى اين موضوع را با بيانى شيوا شرح داده است . اين مكتوب از ص 146 - 161 الملل و النحل چاپ 1350 توسط دكتر محمد رضا جلالى نائينى چاپ شده است .
ص 59 ب 1142 - 1149 ، حق چو فرمودش به آدم . . . اشاره است به داستان سجده نكردن ابليس آدم ابو البشر را و سرپيچى كردن از فرمان خداوند . اين مطلب در چند مورد در قرآن كريم ذكر شده است از جمله : 30 / 15 - 73 / 38 - 34 / 2 - 102 / 4 - 11 / 7 - 61 / 17 - 50 / 18 - 116 / 20 - قسمتى از آيات 30 - 40 س 15 ، حجر ،
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ قالَ يا إِبْلِيسُ ما لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ قالَ فَاخْرُجْ مِنْها . . .
اما صوفيان بارها سجده نكردن ابليس به آدم را توجيه كردهاند ، مولوى و عطار و سنايى و احمد غزالى و . . . هريك سخنى گويند - سنايى در يك غزل عرفانى از اولين كسانى است كه اين مطلب را توجيه كرده است :
با او دلم به مهر و مودت يگانه بود * سيمرغ عشق را دل من آشيانه بود
بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود * عرش مجيد جاه مرا آستانه بود