تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
قصص و تمثيلات مثنوى ، مرحوم فروزانفر ، در ص 60 ذكر شده است - بعد از مولانا مورد توجه عارفان و غير ايشان قرار گرفت . اصل اين حكايت در عقد الفريد ، طبع مصر ، مطبعه جماليه ج 4 ص 205 آمده است ؛ همچنين عيون الاخبار ابن قتيبه ج 2 ص 38 ، همچنين ربيع الابرار باب الجنون و الحمق و اللآلى المصنوعة ج 1 ص 132 ، همچنين حلية الاوليا حافظ ابو نعيم اصفهانى ج 3 ص 223 . و مفاد اين قصه از روايت ذيل كه در تفسير ابو الفتوح ج 2 ص 179 روايت شده نيز مستفاد مىگردد : يك روز رسول عليه السلام نماز بامداد مىگزارد . اعرابى كه او قريب عهد بود به اسلام ، در قفاى رسول نماز مىكرد ، رسول عليه السلام سوره النازعات مىخواند تا به اينجا رسيد كه خداى تعالى از فرعون خبر كرد كه او گفت :
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى ،
اعرابى از سر اعتقاد پاك و عصبيت دين طاقت نداشت تا در نماز گفت : كذب ابن الزانية ، چون رسول عليه السلام نماز باز داد اصحاب روى به ملامت در او نهادند و گفتند : نماز تباه كردى و در نماز سخن گفتن و سوء ادب كار بستى كه در مسجد در نماز حضرت رسول فحش گفتى اعرابى بازماند جبرئيل آمد و گفت خدايت سلام مىكند و مىگويد اين قوم را تا زبان ملامت ازو كوتاه كنند كه من آنچه او گفت از فحش از او به تسبيح و تهليل برگرفتم . ( به نقل از مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ص 60 - 61 ) همچنين اين داستان را مولوى در دفتر دوم مثنوى نقل كرده است كه براى بررسى و ارزشيابى كلام پدر و پسر ( مولوى - سلطان ولد ) سودمند است .
ديد موسى يك شبانى را به راه * گو همىگفت اى گزيننده إله تو كجايى تا شوم من چاكرت * چارقت دوزم كنم شانه سرت
اين داستان را مولوى در 56 بيت سروده است ( مرآة المثنوى ، تلمذ حسين ص 104 - 106 ) و سلطان ولد در 29 بيت . همچنين ر ك مقدمه همين كتاب ( انتهانامه ) صفحه هجده . ص 66 س 12 ، موتوا قبل ان تموتوا ، ر ك . شرح ص 11 ب 122 ، و شرح ص 21 س 16 ، مولوى گويد :
مرگ پيش از مرگ امن است اى فتى * اين‌چنين فرمود ما را مصطفى گفت موتوا قبلكم من قبل ان * ياتى الموت تموتوا بالفتن
دفتر چهارم ص 67 ب 1323 ،
همچو عاشوراست جسم آدمى * غم درو آميخته با خرمى ،
يادآور تبريك و تسليت براى شهيدان انقلاب اسلامى