تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
ص 42 س 18 ، معنى اعوذ و لا حول اين است ، اشاره است به اين دو عبارت : 1 - اعوذ بالله من الشيطان الرجيم : پناه مىبرم به خداوند از شيطان رانده شده . 2 - لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم : نيست نيرو و توانايى مگر خداوند را كه برتر است و بزرگوار . ص 44 ب 825 ، گفت
إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ
در نبى . . . اشاره است به ى 53 س 39 ، زمره ،
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
؛ بگو اى بندگان من كه اسراف كرديد بر جان خويش نوميد نباشيد از رحمت خدا ، همانا خدا بيامرزد گناهان را همگى ، همانا اوست آمرزگار مهربان . ص 44 ب 826 ، رحمت من بر غضب چون سابق است . . . اشاره به حديث قدسى ، قال الله عز و جلّ سبقت رحمتى غضبى : خداى - عز و جلّ - فرمود بخشايش و مهربانى من بر خشمم پيشى گرفته است . ( كنوز الحقائق ص 89 مسند احمد ج 2 ص 242 ، مسلم ج 8 ص 95 ) صورت ديگر حديث در جامع صغير ج 2 ص 89 : كتب ربكم على نفسه بيده قبل ان يخلق الخلق رحمتى سبقت غضبى ، مولوى گويد :
زانكه اين دم‌ها چه گر نالايق است * رحمت من بر غضب هم سابق است
دفتر اول
سبق رحمت راست و اين از رحمت است * چشم بد محصول قهر و لعنت است رحمتش بر نقمتش غالب بود * چيره زان شد هر نبى بر خصم خود
دفتر پنجم ص 45 ب 838 ، گفت زدنى حيرة شاه رسل ، اشاره به حديث : رب زدنى تحيرا فيك ، صورت ديگر : زدنى حيره سلطان ولد در رباب‌نامه ص 388 گويد :
مصطفى مىگفت زدنى حيره * اين به جان بشنو گذر از حبس تن
ص 45 ب 843 ، چونكه آن
لَيْسَ كَمِثْلِهِ
رو نمود . . . اشاره به ى 11 س 42 ، شورى ،
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ :
در آن نيست همانندش چيزى و اوست شنواى بينا . ص 46 س 3 ، پس سعيد از شكم مادر سعيد آمد . . . اشاره به حديث : السعيد من سعد فى بطن امه