تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
امر حق را كن قبول و كار كن * گر تردد آيد استغفار كن 6927 مؤمنان از تجربه عالم شدند * ليك پيش از تجربه جاهل بدند در عمل ديدند آنچه ديدنى است * هم شنيدند آنچه آن بشنيدنى است جمله برده از عمل موعود را * جمله ديده موجد و موجود را 6930 رو عمل كن بگذر از بحث دراز * تا شود مكشوف و پيدا بر تو راز دانه چون كارى نه برها مىدهد * خاك در معدن نه زرها مىدهد نى ز خاك كان نواها مىبرى * نى ز شاخ و برگ برها مىبرى « 1 » 6933 بىشمر چون هست ازين‌ها در جهان * هست چو نيش از همه خلقان نهان عقل را در دانش آن راه نيست * جز ولى از سر آن آگاه نيست از عمل او را رسد « 2 » اين‌گون نظر * تا شد او از جمله اشيا باخبر 6936 باش پس اندر عمل مشغول تو * تا شوى پيش خدا مقبول تو « 3 » همچنين در جمله اشيا مىنگر * در بد و در نيك و اندر خشك و تر هست اندر هر شيئى نفعى جدا * كرده پنهان اندرو صنع خدا 6939 از عمل آن نفع پيدا مىشود * بد حقير و نيك و الا مىشود باش پس اندر عمل مشغول تو * تا شوى پيش خدا مقبول تو تا رسى اندر كنوز بىكران * تا نميرى و بمانى جاودان 6942 جنت باقى ترا حاصل شود * جان تو با نور حق و اصل شود آن جهان را بينى اندر اين جهان * ملك وحدت بىدوى گردد عيان رو بپرور طاعت حق را چنين * تا ببالد بر دهد بُرهاى « 4 » دين 6945 نى كه هر دانه چو يابد قوت خود * از هوا و آب و تاب خور مدد سر زند از زير خاك اندر هوا * زان غذا گردد ورا نشو و نما تا شود آخر درخت ميوه‌دار * جنس اين هر سوى بنگر بىشمار 6948 مىببالد هر يكى از قوت خود * بىعدد مىبين چنين از نيك و بد دانه طاعات هم بدهد ثمر * در رياض دل در آخر بىشمر چون نكارى پس شوى محروم ازين * بينوا مانى يقين ز انوار دين
هامش
( 1 ) - مج : خورى ( 2 ) - مج : رسيد ( 3 ) - بجاى اين بيت بيت ديگر در مج آمده است :اين مثال آمد نه مثل اى مرد راه * تا ازين گفتن كنى رو در إله ،و بيت 6936 در 6940 تكرار شده است . ( 4 ) - بر : گندم
انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 312 | بهاء الدين محمد ( سلطان ولد ) / محمد على خزانه دار لو