تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
خانه‌ها پرنور از خور وز چراغ * خانه‌ها را هست از آن هر دو فراغ خانه‌ها را نيست از نور آگهى * مرده را كى باشد از خور آگهى 6831 ليك آن خانه كزان دارد خبر * نور حقش دان اگر دارى نظر مىنمايد خانه اما خانه نيست * منگرش چون خانه كو نور هدى است در چنين خانه خدا را بين يقين * جان پذير از وى گذر كن ز آب و طين 6834 گفت حق در دل بود جايم يقين * از دل مردان نمايم رو مبين چون مرا جويان شويد آنجا رويد * اهل دل جوييد و با وى بگرويد تا بيابيدم ازو زيرا كه من * در دل او مىكنم دايم وطن

[ در بيان سخن گفتن حق تعالى از ميان درخت ]

در بيان آنكه حق تعالى به موسى - عليه السلام - از صورت درخت آتش ندا كرد كه من خدايم يا موسى ، در دست چه گرفته‌اى ؟ موسى گفت عصاى من است كه بر آنجا تكيه مىكنم و گوسفندان را به صحرا مىرانم . پيش موسى - عليه السلام - و پيش عالميان مقبول آمد « 1 » كه خدا بود و محال ننمود . آتش كه يك عنصر است نداى « 2 » خدا ز آتش قبول آمد . آدمى كه چهار عنصر دروست آب و آتش و خاك و باد و جان و عقل و ايمان و معانى ديگر . و حق تعالى در حق آدمى مىفرمايد كه :
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
« 3 » ، اگر حق تعالى از صورت چنين آدمى كه آتش يك جزو تن اوست ندا كند كه من خدايم چرا بايد كه مقبول نباشد . نظيرش چنان باشد كه پادشاهى از بام حمامى « 4 » ندا كند كه من پادشاهم و آن ندا مقبول « 5 » افتد ، پيش همه . چون همان پادشاه از سراى عالى كه مسكن اوست اين ندا كند به طريق اولى كه ندا « 6 » مقبول‌تر افتد زيرا آن ندا از « 7 » محلش آمد . منصور حلاج را بىگناه آويختند . او را علم و عقل از همه خلقان افزون بود كه دعوى خدايى كردى از گزاف ، نداى انا الحق از خدا بود نى ازو ، نى كه قرآن « 8 » را از زبان مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم « 9 » - شنيدند و اعتقاد اين است كه آن كلام خداست . هركه گويد كه كلام محمد است كافر شود . پس اگر از كلام « 10 » منصور يك نداى انا الحق گويد چرا آن را از خدا ندانند . هركه را جان او از عهد الست در حضرت حق بوده باشد آواز خدا را بشناسد و هركه از خدا بيگانه بود جان او آواز حق را نشناسد . و الله اعلم « 11 » .
6837 نى ندا فرمود يزدان ودود * از درخت آتشين موسى شنود پندها و رازهاى بىشمر * گشت بر موسى ز رحمت جلوه‌گر
هامش
( 1 ) - مج : آيد ( 2 ) - اساس : ندا ( 3 ) - ى 70 س 17 اسرا ( 4 ) - اساس و مج : حمالى ( 5 ) - مج : قبول ( 6 ) - مج : اين ندا ( 7 ) - مج : اين از ( 8 ) - مج : بود ازو نى كه قرآن ( 9 ) - مج : عليه السلام ( 10 ) - مج : زبان ( 11 ) - مج : « و الله اعلم » ندارد