تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
گرچه بهر خلق گفته شد درين * شرح جنت ذكر دوزخ را مبين گفت آمد از جحيم و از نعيم * وصف حال هر كريم و هر لئيم 6582 و آنچ ازين برتر بود هم گفته شد * درهاى بحر جانى سفته شد تا كه آن نادر در اهل دل برند « 1 » * بىدهان و دست از آن نعمت خورند « 2 » كان نه چشمى ديد و نى گوشى شنيد * هم نشد بر خاطر و هوشى پديد 6585 اين‌چنين دولت به خلقان كى رسد * غير عيسى كس به كيوان كى رسد نى « 3 » برين گردون گردان كبود * كه فنا خواهد شد او را تار پود بل بران كيوان كه كيوان رام اوست * دايما از عشق بىآرام اوست 6588 كآسمان‌ها هست در اقليم جان * حاكمان آسمان‌هاى جهان گر به صورت رفت عيسى بر فلك * ليك در معنى بد از جنس ملك بود جانش در جهان انبيا * نور مطلق در جوار كبريا 6591 كاندر آنجا آسمان كه پره‌اى است * آفتاب و ماه تابان ذره‌اى است انبيا چون جمله يك نور آمدند * جمله آخر باز آنجا سر زدند جاى مردان اندر آن كيوان بود * نى درين كيوان سرگردان بود 6594 اين فنا خواهد شدن آخر يقين * نى بماند آسمان و نى زمين نى صور ماند نه اضداد و عدد * نيست گردد جمله هستى جز احد ماند آن جانى كه با حق آشناست * در يم حق بىتنى در آشناست 6597 در سوم دفتر كه سنت شد سه بار * گفته شد ز الهام و داد كردگار هرچه باقى مانده بود از شرح راه * كرده شده مشروح از فضل إله هرچه آن ممكن بود كآيد به حرف * از مقامات بلند بس شگرف 6600 بىدريغى جمله آمد در بيان * در كتاب ثالث اى طالب بخوان تا رسى در هرچه مىجويى به كام * سوى منزل‌هاى جان بىپا و گام تا كه نوشى بىكف و بىجام مى * دايماً در مجلس يزدان حى 6603 گفته آمد موعظه در مثنوى * تا كه گردند اهل صورت معنوى چون روى در راه بىسو گفته شد * درهاى بحر معنى سفته شد نكته‌ها و رمزهاى جان‌فزا * سرهاى بىشمار دلربا 6606 تا از آن دانش رسى در كردگار * بعد بىكارى درآيى خوش به كار
هامش
( 1 ) - مج : برد ( 2 ) - مج : خورد ( 3 ) - اساس : نى
انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 296 | بهاء الدين محمد ( سلطان ولد ) / محمد على خزانه دار لو