تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
تفاوت نماند اين تفاوت « 1 » در راهست ، در منزل تفاوت و مرتبه نيست همه يكند . در وصف اهل منزل مىفرمايد كه :
لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ
« 2 » . پس هر دو بجاى خويش است آن وصف طالبان است و اين وصف واصلان . و اين معنى كه مىفرمايد كه : المخلصون على خطر عظيم ، غوره كه سوى انگورى مىرود يا سنگى كه سوى لعلى سير مىكند چون هنوز در راهند ، ممكن است كه غوره را از رز ببرند و يا سنگ را از تاب آفتاب جدا كنند و چون جدا شوند به مقصود نرسند پس در خطر باشند . ليكن چون غوره تمام انگور شود و سنگ كلى لعل گردد ؛ اگر ايشان را از رز و آفتاب جدا كنند ديگر ايشان را خطرى نباشد و خوفى نماند كه :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 3 » .
طالبان را هست رتبت در مقام * تا به منزل آمدن از « 4 » ره تمام 5976 بر مثال غوره هر سالك رود * سوى انگورى كه تا شيرين شود هر يكى را در روش حالى دگر * يك بود دور و يكى نزديكتر تا رسيدن در ميانشان فرق‌هاست * چون رسيدند از ميان آن فرق خاست 5979 آنكه در راه است جنس اولياست * ز اهل منزل نيست گرچه ز اصفياست جنس ايشان است ليكن در ره است * چون رسد در شهر جان زان پس شه است مخلص است و باشدش در ره خطر * از حرامى خوف دارد در سفر 5982 ليك چون آيد به منزل از ره او * در امان بىخوف شيند با شه او چون رسيد او از سفر سوى « 5 » حضر * بعد از آن باشد هميشه بىخطر غير اين دو جنس ايشان نيستند * زانكه كل جسم‌اند « 6 » و بىمعناستند 5985 طالبان را قدر باشد پيش حق * آنكه طالب نيست دون است و خلق طالبان را دان تو جنس واصلان * زانكه ايشان مىشوند آخر همان هست طالب كرّه و و اصل چو اسب * پس تفاوت اين قدر باشد فحسب 5988 نى كه كرّه مىشود اسب اى جواد * فهم كن اين تا رسى خوش با مراد لا نُفَرِّقُ هست وصف واصلان * جمله بىخوف‌اند از حق در امان جمله يك چيزند چون باد صبا * كى شود يك چيز دو و از هم جدا 5991 آنكه « 7 » يك چيز است هرجا كان رود * كى به هر جايى ورا نامى شود هر طرف كان آب مىگردد روان * زير و بالا تو همان آبش بدان
هامش
( 1 ) - مج : مراتب ( 2 ) - ى 136 س 2 ، بقره مج : و نحن له ، ( 3 ) - ى 62 س 10 ، يونس ( 4 ) - مج : در ( 5 ) - مج : اندر ( 6 ) - مج : جسم محض ( 7 ) - مج : آب