تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
ما ظَلَمْناهُمْ شنو اندر كلام * ظلم را بر نفس خود كرده ليام نفع ايشان در چه آيد « 1 » گفته‌ايم * ضر ايشان از چه آيد « 2 » گفته‌ايم 5805 راه جنت را عيان بنموده‌ايم * راه دوزخ چيست آن بنموده‌ايم از زبان هر پيمبر در جهان * كرده ما پيغام اين معنى بيان گفته با اهل جهان يكسان سخن * تا بودشان در چنين طوفان سفن

[ پند انبيا و اوليا در طوفان اين دنيا چون كشتى نوح است ]

در بيان آنكه اين جهان طوفان است همه را در خود غرقه كرده است و از خدا دور انداخته پند انبيا و اوليا كشتى نوح است هركه پند ايشان را گرفت و گزيد ازين طوفان فنا رهيد
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ
اين معنى است كه قرآن را از بالا به زير آويختيم همچون ريسمان ، هركه آن ريسمان را گرفت و بالا رفت از چاه دنيا رهيد و به جاه انبيا و اوليا رسيد . و الله اعلم « 3 » .
5808 دان كه عالم هست طوفان بشر * مردمان را مىكند غرقه به سر « 4 » پندها كشتى اين طوفان شده است * دستگير خلق سرگردان شده است پند را هركو گرفت و كار كرد * خويش را از عمر برخوردار كرد 5811 وانكه نشنيد از بدى اين پند را * بر دو پاى خود نهاد او بند را شهوت حالى ز جهلش راه زد * در زيان افتاد و كارش گشت بد ترك عقبى كرد و دنيا را گزيد * رزق جان را از چنان خوانى بريد 5814 ماند محروم از چنان اقبال و بخت * مبتلا شد عاقبت در رنج سخت شد در آخر نار دوزخ جاى او * در ميان قبر شد ماوى او وان كسى كز كام حالى صبر كرد * ديد « 5 » آخر را ازين شربت نخورد 5817 او خورد در خلد شربت‌ها عوض * كز ازل آن بود جانش را غرض عاقبت بينى چو باشد در كسى * لطف‌ها بيند در آن عالم بسى ز اهل جنت باشد او در يوم دين * جفت گردد شادمان با حور عين 5820 صابران را اين رسد روز جزا * زانكه صابر را چنين آمد سزا هركه او وعده خدا باور كند * عاقبت زين صبر آنجا سر كند ملك باقى بخشدش آنجا خدا * اجر هر خيرش رسد فردا جزا 5823 چند روزى رنج اگر اينجا كشيد * بهر هريك رنج صد راحت رسيد
هامش
( 1 ) - مج : « آيد » افتاده است ( 2 ) - مج : زايد ( 3 ) - مج : « و الله اعلم » ندارد ( 4 ) - مج : به شر ( 5 ) - مج : داند