ما ظَلَمْناهُمْ شنو اندر كلام * ظلم را بر نفس خود كرده ليام
نفع ايشان در چه آيد « 1 » گفتهايم * ضر ايشان از چه آيد « 2 » گفتهايم
5805 راه جنت را عيان بنمودهايم * راه دوزخ چيست آن بنمودهايم
از زبان هر پيمبر در جهان * كرده ما پيغام اين معنى بيان
گفته با اهل جهان يكسان سخن * تا بودشان در چنين طوفان سفن
[ پند انبيا و اوليا در طوفان اين دنيا چون كشتى نوح است ]
در بيان آنكه اين جهان طوفان است همه را در خود غرقه كرده است و از خدا دور انداخته پند انبيا و اوليا كشتى نوح است هركه پند ايشان را گرفت و گزيد ازين طوفان فنا رهيد
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ
اين معنى است كه قرآن را از بالا به زير آويختيم همچون ريسمان ، هركه آن ريسمان را گرفت و بالا رفت از چاه دنيا رهيد و به جاه انبيا و اوليا رسيد . و الله اعلم « 3 » .
5808 دان كه عالم هست طوفان بشر * مردمان را مىكند غرقه به سر « 4 »
پندها كشتى اين طوفان شده است * دستگير خلق سرگردان شده است
پند را هركو گرفت و كار كرد * خويش را از عمر برخوردار كرد
5811 وانكه نشنيد از بدى اين پند را * بر دو پاى خود نهاد او بند را
شهوت حالى ز جهلش راه زد * در زيان افتاد و كارش گشت بد
ترك عقبى كرد و دنيا را گزيد * رزق جان را از چنان خوانى بريد
5814 ماند محروم از چنان اقبال و بخت * مبتلا شد عاقبت در رنج سخت
شد در آخر نار دوزخ جاى او * در ميان قبر شد ماوى او
وان كسى كز كام حالى صبر كرد * ديد « 5 » آخر را ازين شربت نخورد
5817 او خورد در خلد شربتها عوض * كز ازل آن بود جانش را غرض
عاقبت بينى چو باشد در كسى * لطفها بيند در آن عالم بسى
ز اهل جنت باشد او در يوم دين * جفت گردد شادمان با حور عين
5820 صابران را اين رسد روز جزا * زانكه صابر را چنين آمد سزا
هركه او وعده خدا باور كند * عاقبت زين صبر آنجا سر كند
ملك باقى بخشدش آنجا خدا * اجر هر خيرش رسد فردا جزا
5823 چند روزى رنج اگر اينجا كشيد * بهر هريك رنج صد راحت رسيد
هامش
( 1 ) - مج : « آيد » افتاده است
( 2 ) - مج : زايد
( 3 ) - مج : « و الله اعلم » ندارد
( 4 ) - مج : به شر
( 5 ) - مج : داند