تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
زجر استادان براى نيكوى است * آن بدى ز ايشان به جاى نيكوى است پس يقين دان قهر حق رحمت بود * اى خنك جانى كزين آگه شود 5580 لطف خواهد كرد يزدان با بشر * خير خواهد ديدن او در عين شر پس يقين شد كز خدا نايد بدى * نيكى و لطف است قهر ايزدى هرچه حق كرده است بر جاى خود است * هركه بد بيند يقين آن كس بد است 5583 جمله كردار خدا بىشك « 1 » نكوست * از بد و از نيك و از مغز و ز پوست گرچه خوبى زشت را منگر تو خوار * زانكه همچون گل بود پابست خار هست طاوس و مگس اينجا به كار * اين‌چنين هر نيك و بد را مى « 2 » شمار 5586 گرچه سر عالى و بر تن سرور است * ليك پا سر را به هر سو رهبر است هرچه را گويى كه آن خوار است و دون * مىشود آن دون به عالى رهنمون چونكه بايسته است دون عالى بود * زانك ازو مقصود حاصل مىشود 5589 آب و گل را گر فرشته خوار ديد * بىيقينى از سر پندار ديد عاقبت مسجود شد آن آب و گل * زانكه بود او مظهر انوار دل چون نكرد ابليس آدم را سجود * گشت ملعون ابد او زان جحود 5592 شد نگونسار « 3 » از فلك سوى زمين * امر حق را چونكه نشنيد آن لعين بود علوى گشت سفلى خوار و زار * بود اول فخر آخر گشت عار چون نشد مامور فرمان خدا * از چنان دولت بماند اينجا جدا 5595 كارهاى حق نهان است از نظر * نيست هركس را ز كار « 4 » حق خبر آنكه او ينظر بنور الله بود * او ز اسرار خدا آگه بود « 5 » كى شود از نور حق پوشيده چيز * داند او هرچه كه خواهد بود نيز 5598 پس به امر حق ببايد كار كرد * تا نيفتى از پشيمانى به درد تا همه مقصود تو حاصل شود * چونكه كارت وفق امر رب « 6 » رود هرچه بر تو بد نمايد در نظر * نيك باشد ليك از آنى بىخبر 5601 همچنين فرمود در قرآن خدا * كه عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً به ما شر نمايد خير باشد بر شما * هم نمايد خير و شر باشد كذا چون نگه داريد امر من ز جان * از كرم بخشم شما را ديدگان
هامش
( 1 ) - مج : خدايى هم ( 2 ) - مج : بىاساس ( 3 ) - : نكوسار ( 4 ) - مج : كارى ( 5 ) - مج : شود ( 6 ) - مج : حق
انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 252 | بهاء الدين محمد ( سلطان ولد ) / محمد على خزانه دار لو