تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
از بلندى به پستى فرستاديم و آن ذكر را ما نگهبانيم . مقصود ازين ذكر انبيايند - عليهم السلام - كه ايشان چشمه ذكرند ، تا كسى بر ايشان غالب نشود و « 1 » نتواند به وجود مبارك ايشان گزند « 2 » رسانيدن . پس انبيا و اوليا را عين ذكر بايد دانستن ، كه مراد از حفظ ذكر است نه صورت ظاهر ايشان . بعضى « 3 » را از انبيا و اوليا كشته‌اند هستى انبيا و اوليا آن ذكر است ، تن لباس است پس بر ايشان هيچ رنج و گزند ممكن نيست كه : المؤمنون لا يموتون ،
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
« 4 » ، فرحين ،
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 5 » . ذات ايشان مصون است از رنج و آفت . همچنان‌كه خانه‌اى پرنور آفتاب باشد اگر خانه فرود آيد و خراب شود نور آفتاب را از آنچه گزند . در خانه اگر كس است يك حرف بس است . ذكر به خلق از انبيا و اوليا رسيده است پس ايشان عين ذكر باشند چون از آن پرند ، همچنان‌كه كيسه‌هاى پرزر را زر خوانند و كيسه‌هاى پرسيم را سيم ، التفات به صورت كيسه‌ها نكنند در آن كيسه كه زر باشد گويند كه آن زر است ، و در آن كيسه كه سيم باشد گويند كه سيم است . صورت و قالب آدميان را كيسه‌ها شمر « 6 » . از هرچه در او است بدان نامش خوانند . ازين معنى بود كه منصور به صورت و قالب خود نظر نكرد چون از حق پر بود گفت كه : انا الحق . و العاقل يكفيه الإشارة .
بهر اين سر حق فرستاد انبيا * در جهان آب و گل از بهر ما 5130 تا كه ما را سوى حق رهبر شوند * جان‌هاى پست ما بالا روند اوليا جمله بدين كار آمدند * تا كه از پستى ترا بالا برند همچو والد بر خلايق مهربان * بهر هريك كرده كوشش‌ها ز جان 5133 بوده مشغول نصيحت روز و شب * خواسته اندر دعاشان هم ز رب تا دهد توفيق خلقان را خدا * در نياز و زهد و تقوى دايما هيچ فارغ نيستند از بند خلق * دايما هستند اندر پند خلق 5136 پندشان را هركه بپذيرد ز جان * گردد او آخر ز سلك مقبلان وارهيد « 7 » از آتش دوزخ سليم * باشد اندر صدر جنت خوش مقيم وانكه نپذيرد ز نحسى پندشان * قعر دوزخ گردد آن دون را مكان 5139 از براى بندگان يزدان فرد * انبيا را اين طرف ارسال كرد اندرين عالم خداشان ناصر است * تا برند اين خلق را بالا ز پست
هامش
( 1 ) - مج : « و » ندارد ( 2 ) - مج : گزندى ( 3 ) - مج : زيرا بعضى ( 4 ) - ى 169 س 3 آل عمران ( 5 ) - ى 62 س 10 - يونس ( 6 ) - مج : شمار ( 7 ) - مج : وارهد