تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
مىنبيند فرق‌ها را از عمى * زانكه چشمش بست تقدير خدا اين تفاوت در نقوش و در صور * بهر آن گفتيم تا تو زين خبر 4257 از جهان « 1 » معنوى آگه شوى * با گروه عاقلان همره شوى اين تفاوت را بدانى « 2 » در عروج * چيست برتر از زمين و از بروج در جهان جان نه تحت است و نه فوق * ره روان را نو به نو وصل است و شوق 4260 فوق و تحت آن بود بىنقش چون « 3 » * رو ببين آن را به چشم اندرون عالم جان را به جان دان نى به تن * همچو مردان تاز بيرون زمن بوكه دستت گيرد از رحمت خدا * بركشاند سوى خود زينجا ترا 4263 تا بمانى جاودان در ظل حق * تا بگيرى نونو از علمش سبق چون از آنجا مىرسد دايم عطا * زان جهان باقى بىمنتها فوق خود آن است اى صورت‌پرست * فوق صورت خود بيان آن سر است 4266 تا ز صورت فهم آن معنى كنى * تا سوى معنى روى گردى سنى جمله صورت‌ها كه آمد در جهان * پست و بالا از زمين و آسمان از پى اظهار معنى آمده است * تا ز صورت آيد « 4 » آن معنى به دست 4269 تا كنى فهم از علو آسمان * رفعت مردان عشق « 5 » و مؤمنان وين زمين خاك كان تحت سماست * در بيان ذل و تسليم و رضاست پس صور در خود ندارد فايده * هست چون كاسه براى مايده 4272 اصل « 6 » چون معنى است بگذر از صور * كام خود را جو ز داد دادگر تا رهى از مرگ و « 7 » مانى در بقا * زانكه بودن بىخدا هست از شقا « 8 » پس بدان كاندر جهان لامكان * بىصور هستند معنىها نهان 4275 از بد و از نيك و از عالى و دون * در عدم موجود بىاين نقش چون گشت صورت معنى هريك جدا * تا شود بر ما عيان آن روح‌ها از نبى و از ولى وز مؤمنان * هم ز اهل دوزخ و اهل جنان 4278 هر يكى پيدا شده با صورتى * از بد و از نيك بر ما اى فتى اين معانى از صور پيدا شدند * بىصور اندر عدم پنهان بدند
هامش
( 1 ) - مج : جهاد ( 2 ) - مج : ببينى ( 3 ) - مج : نقش و چون ( 4 ) - مج : آمد ( 5 ) - مج : حق ( 6 ) - مج : هست ( 7 ) - مج : « و » ندارد ( 8 ) - اساس : سقا ،