تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
در بهشت وصل نعمت‌ها بود * كان وراى جنةالماوى بود گر بود بختت رسى از حق در آن * غرقه گردى در « 1 » خوشى بىكران 3939 تا رسيدن در چنان شاهى كنون * هيچ منشين و مباش اندر سكون روز و شب طاعت كن و فارغ مشين * تا نمانى از ثواب و اجر دين تا ز مردودان نگردى عاقبت * تا شوى مقبول حق در آخرت 3942 صورت طاعت هم از مردان رسيد * تا كه هر مؤمن ره دين را بريد « 2 » پندها دادند بىحد نوع‌نوع * خوش شنيده مؤمنان آن را به طوع تا ز طاعت هركسى بر مىبرد * راه حق را همچو مردان مىبرد 3945 پس بود طاعت عطاى آن شهان * دستگير جمله ايشان را بدان در حضور و غيبت از لطف و كرم * از عطاشان راه دان گشته امم چون به غيبت اين بود انعامشان * تا چه باشد در حضور اكرامشان 3948 در حضور و غيبت‌اند ايشان پناه * زانكه هستند از قدم نور إله دستگير جمله مردان حق‌اند * زانكه ايشان سر پنهان حق‌اند سر حق‌اند آمده اندر بشر * خير محض‌اند و وراى خير و شر 3951 خير ايشان جان و اصل خيرهاست * زانكه دايم در خداشان سيرهاست راه آن منزل چون دين است اى پسر * عمر را دانم در آن ره مىسپر دين و طاعت سوى آن منزل برد * اندرين مىكوش اگر دارى خرد 3954 رنج را بر راحت دنيا « 3 » گزين * تا برى گنج از شهنشاهان دين بندگى كن چون رسى در پيششان * گرچه خود نوشند ترس از نيششان زانكه زخم نيششان بر جان بود * سر چه باشد زان سر و ايمان رود 3957 رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ است آن وجود * كو چو خور پرنور شد زان كان جود « 4 » جمله عالم فر و تاب از وى برند * بىنوايان قوت خود زان خوان خورند جمله نعمتها ز تاب عكس « 5 » اوست * بهر روپوش اين جهان اسباب اوست 3960 تا چه‌سان رحمت رسد زان آفتاب * پيش نورش ذره شو سر را متاب پيش آن قدرت ممان خود را مبين * تا كه گردد بر تو آن قدرت مبين
هامش
( 1 ) - مج : از ( 2 ) - اساس و بدل : بزيد ( 3 ) - اساس : عقبى ، كه غلط است و ضبط نسخه بدل در متن گنجانده شد . ( 4 ) - مج : كار جود ( 5 ) - مج : رحمت‌ها ز عكس تاب