تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
3828 تا كه آن رنج بد ناصورشان * نك رسد در دست اين و پاى آن

[ در تفسير اين آيت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ

] در تفسير :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ
« 1 » . حق تعالى مىفرمايد كه : اى مؤمنان و اى طالبان و صادقان از اعدا و كافران و منكران و بيگانگان و از خدا دوران حذر كنيد و مياميزيد و جدا شويد و از صحبت ايشان عزلت گيريد تا كفر و بيگانگى ايشان در شما سرايت نكند « 2 » كه : انگور ز انگور همىگيرد رنگ ، ليكن اين احتياط در حالتى بايد كردن كه هنوز طالبند ؛ الّا چون و اصل شدند « 3 » و به مقصود رسيدند ؛ و به صفت خدا متصف گشتند ، ديگر ايشان را خوفى نماند كه :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 4 » . بعد از آن خود لازم شود با منكران نشستن ، زيرا به قدرت خدا آن انكار را از ايشان ببرند و بريشان از ايشان چيزى نچسفد « 5 » .
بهر اين فرمود حق لا تتخذ * در نبى كاى « 6 » مؤمنان و اهل جد « 7 » از گروه كافران وز قوم دون * مجتنب باشيد در سير و سكون 3831 تا كه كفر كافران اندر شما * نك رسد بايد بدن ز ايشان جدا پس مشين با مرد بىدين در جهان * باش از يارى او دايم جهان هين برو از منكران پرهيز كن * دايما با مؤمنان آميز كن 3834 منكر از تو مىبرد اقرار را * مىفزايد در تو او انكار را برگ دينت ريزد از تأثير او * عسر گردد يسرت « 8 » از تعسير او عاقبت مانند او بىدين شوى * هم چو كافر ساكن سجين شوى 3837 جهد كن غافل مشين بيدار باش * از بد و نيك جهان بيزار باش در رضا و امر حق از جان بكوش * نيش و رنج راه را چون نوش نوش صبر كن در بىمرادى بهر حق * تا شود چون لطف بر تو قهر حق 3840 از بلا و رنج حق سر را مكش * نوش كان بهر خدا نبود مچش تلخى دين را چو شكر نوش كن * در هواى حق چو چشمه جوش كن دايما مشغول ذكر و فكر باش * پرده را تا نيست گردد مىتراش 3843 نفس سركش را به طاعت سر ببر * تا شوى درياى صاف پر ز در چون مطيع نفس كافر گشته‌اى * لاجرم چون ابلهان سرگشته‌اى مىفتى از جهل اندر هر چهى * مىنجويى سوى آن منزل رهى
هامش
( 1 ) - مج : اولياء ندارد . ى 1 س 60 ممتحنه ( 2 ) - مج : كند ( 3 ) - مج : شوند ( 4 ) - ى 62 س 10 يونس ( 5 ) - نچسفد : نچسبد ( 6 ) - مج : كان ( 7 ) - مج : ديد ( 8 ) - مج : يسر