تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
روزافزون گر نباشى در طريق * كى رسى آنجا كه رفتند آن فريق 3762 استوا يوماه را مغبون بگفت * مصطفى چون در معنى « 1 » مىبسفت

[ در بيان آنكه طالب بايد دائما در سير رو به كمال رود ]

در بيان آنكه طالب را بايد كه در سير امروز مقامى شود كه دى نبوده باشد و دينش دايما در افزونى باشد و دم‌به‌دم اين معنى را در خود ببيند و اگر اين معنى را در خود نبيند « 2 » داند كه راه او را بسته‌اند . اگر در طلب صادق باشد ابتهال و زارى آغاز كند و به مهمى ديگر مشغول نشود . همانا كه حق تعالى رحمت كند و او را به خود راه دهد . و اگر چنان كه در طلب هر روز افزونى نباشد در بازار عقبى مغبون باشد . چنان كه مصطفى - صلى اللّه عليه و سلم « 3 » - مىفرمايد : من استوى يوماه فهو مغبون . و چون طالب در طلب روزافزون باشد نشانش آن بود كه در هر منزلى نونو كه « 4 » مىرسد باغ‌ها بوستان‌ها و مرغزارها و آبادانىها [ ى ] باقى جانى بيند كه از خوبى آن را منزل « 5 » پندارد . فىالجمله تا رسيدن به مقصود كلى كه :
أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى .
و چون در منازل راه چنين عجايب‌ها بيند قياس كن كه چون به شهر وصال رسد چون نزهت‌ها « 6 » و آبادانىها و عجايب‌ها و پادشاهىها بيند . و سلم .
گفت پيغامبر دو روز آدمى * چون برابر گشت هست اندر كمى باشد او مغبون درين بازار دهر * آيدش بر جاى لطف از دوست قهر 3765 دين تو بايد كه روزافزون بود * تا كه مقصودت ز حق حاصل شود ور بود بر عكس بىشكى يقين * هيزم دوزخ شوى در يوم دين حال خود را چون چنين بينى به زار * با نياز و سوز پيش كردگار 3768 توبه كن از هرچه كردى در جهان * چشم گريان باش و از غم در فغان با دل پردرد سر نه بر زمين * مىكشان در خاك رو را با حنين رحمت و غفران طلب كن از خدا * روز و شب اندر خلا و بر « 7 » ملا 3771 بو كه چون زارى كنى رحمت كند * كوه غفلت را ز پيشت بر كند در رهش گردى روان چون مقبلان * پشت بر دنيا كنى رو سوى جان از پى هر رنج گنج نو برى * تا ز هر خوانى چه نعمت‌ها خورى 3774 باغ‌ها بينى به هر منزل عجب * ميوه‌هاى آن خورى بىكام و لب در كه و صحراى آن ره منزلى * بوالعجب باشد برى ز آب و گلى
هامش
( 1 ) - مج : حكمت ( 2 ) - مج : « و اگر اين معنى را در خود نبيند » را ندارد ( 3 ) - مج : عليه السلام ( 4 ) - مج : « كه » ندارد ( 5 ) - مج : در منزل ( 6 ) - مج : فره‌نما ( 7 ) - مج : در
انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 174 | بهاء الدين محمد ( سلطان ولد ) / محمد على خزانه دار لو