تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
از :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
« 1 » ، مقصود اين است كه ما را جهدى نما خالص ، كه در آنجا غرض و قصد جز حق نباشد كه :
وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
« 2 » .
از عمل هر لحظه‌اى مىبر ثواب * تا غنى باشى به هنگام حساب تا فزايد از عمل قدرى ترا * چون روى آخر در آن باقى سرا 3339 عاقلى هرگز كند ترك دكان * يا عيالش را هلد بىآب و نان جهد را و كسب را يك‌سو نهد * بر بساط كاهلى پهلو نهد بر اميد اينكه بشنيد از كسان * كان فلان كس يافت گنجى ناگهان 3342 هم مرا بايد كه آن حاصل شود * اين‌چنين كس ابله و جاهل بود زان نوا كز كار مىآيد ورا * بىگمان ماند جدا و « 3 » بينوا كار بايد كرد و خود را داشتن * بهر نان و قوت گندم كاشتن 3345 تا بماند چند روزى زنده او * كسب بايد كردنش بهر گلو گر ورا آن بخت باشد در نهاد * گنج را مانع نگردد اجتهاد نقد بايد كار كردن در دكان * تا ز خوف جوع ماند در امان 3348 امر حق را پاس دار و كار كن * خير و طاعت روز و شب بسيار كن تا ثواب و اجر افزون‌تر برى * تا كه در جنت ابد نعمت خورى گر ترا آن بخت و آن طالع بود * گنج بىرنجت ز حق حاصل شود 3351 يافت را از جهد كى باشد زيان * جهد مىكن تا بمانى جاودان « 4 » كس نشد هرگز پشيمان از عمل * دستگير آن است هنگام اجل بلكه از ترك جهاد و طاعتت * ظلمت و تنگى رسد هر ساعتت 3354 مىشود « 5 » از بد پشيمان در درون * سر همىپوشند تا نفتد برون ليك وقت رحلت و رنج و بلا * مىنمايد « 6 » آن ندم را برملا عذر مىخواهند از عذرى كه رفت * مىرود هركس به سوى تو به تفت 3357 هيچ از طاعت كسى توبه نكرد * هم ز نيكىها پشيمانى نخورد پس يقين شد خير كردن بهتر است * مرد خيّر در دو عالم مهتر است خير و طاعت را گزين كن چند روز * بهر اين دنياى دون خود را مسوز
هامش
( 1 ) - ى 6 س 1 فاتحه الكتاب ( 2 ) - ى 110 س 18 كهف ( 3 ) - مج : او ( 4 ) - مج : خوش‌زبان ( 5 ) - مج : شوند ( 6 ) - مج : نمايند
انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 156 | بهاء الدين محمد ( سلطان ولد ) / محمد على خزانه دار لو