تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
ذوق آن مستى و لطف آن شراب * لذت آن خوان و طعم آن كباب 3276 مىنيايد هيچ نوع اندر زبان * قدر فهمت مىكنم شرح و بيان طعم‌ها و رنگ‌هاشان لون لون * كه نيابى زان يكى در جمله كون تا ز كون و خويشتن نايى برون * كى چو مقبولان روى آنجا درون 3279 حرص را بنما درين نى اندر آن * كان بود اندر فنا وين جاودان نور در نور است مىرو خوش درو * تا نمايد نونوت آن وصل رو روىها بينى ز يك رو سر زده * ز آفتابش نور ديگر آمده 3282 كه نماند آن بدين و اين بدان * هر يكى بخشد جهانى نو به جان نى ز طفلى تاكنون روها ترا * هر دمى بوده است نونو اى فتى هم به كهلى هم به پيرى اى جوان * هر زمان رويى دگر اندر جهان 3285 تا كه از هر روى بردى فايده * خورده از هريك تو نوعى مايده پس ترا يك رو نبد صد روى بود * وفق هر رويى دگرگون خوى بود بلكه از اول بدى يك مشت خاك * خاك را كرد از كرم حق جان پاك 3288 خاك تيره سبزه‌زار تازه شد * سير او بىحد و بىاندازه شد گشت نان و شد غذاى جسم تو * تا كه گشت آن نان در آخر قسم تو چونكه اندر معده شد هضم آن طعام * گشت جان و علم و عقل و هم كلام « 1 » 3291 هر دمى رويى دگر دادت خدا * تا گه پيرى ز هنگام صبا حق تعالى تاكنون روهات داد * هم دهد بسيار تا يوم تناد « 2 » داد و خواهد دادنت بيدار باش * بندگى كن دايما بر كار باش 3294 كارها حق مىكند ليكن تو هم * طاعت خود مىكن از جان دم‌به‌دم ز آنچه دادت جود كن منكر مباش * لاشه‌ات داد او مگو لاشه است لاش قدرتت داد او مگو قدرت نداد * آن قدر كت داد بنما در رشاد 3297 چونكه پايت داد راه او برو * سوى او دو بىادب هر سو مدو تا دهد افزون از آنچه داده است * نى كه از هر كار كارى زاده است همچنين در خير افزا تا خدا * بخشدت هر خير « 3 » را اجرى جدا
هامش
( 1 ) - مج : جان و عقل و هم علم و كلام ( 2 ) - مج : يوم التناد ، تناد : پراكنده شدن ، رميدن ، تفرق ، يوم التناد : روز قيامت ( 3 ) - مج : چيز