تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
اهل خير آخر روند اندر جنان * خيرهاشان پيش آيد بىگمان 2034 خير هريك همچو فرزندان او * در جنان جمع آمده بنموده رو هر يكى گويان تويى باباى ما * از تو شد اين هستى و احياى ما از تو زادستيم و از تو زنده‌ايم * وز تو مغز « 1 » و تازه و فرخنده‌ايم 2037 پس يقين دادن جنت از اعمال توست * قصرها و روضه‌هاش افعال توست فعل‌هاى خير را چون تخم دان * زان برويد در جنان اغصان « 2 » جان رويد از ذكرت رياض اندر ارم * رويد از صومت هزاران گون نعم 2040 مزرعه زين گفت دنيا را نبى * تا بر « 3 » عقبى برى زان اى غبى هركه كارد بدرود بىشك يقين * ز اغنياى حق شود در يوم دين هرچه كِشتى بر دهد فردا ترا * گرچه پنهان بد شود پيدا ترا 2043 تخم‌ها دان فعل‌ها را چون نماز * يا چو ذكر و حمد گفتن از نياز فعل و قولت چون بود بهر خدا * و اندر اخلاصت نيابد ره ريا در جهان جان غنى باشى يقين * نزد حق مقبول و محبوب و امين « 4 » 2046 در بهشت جاودان گردى مقيم * در پناه لطف حق ايمن ز بيم اندر آن گلشن نبينى هيچ خار * مستى آن خمر را نبود خمار گنج در گنج « 5 » است آنجا اى پسر * جمله ذوق است و خوشىها سربه‌سر 2049 زندگىاش بىفنا و مردن است * دايما در وى طعام و خوردن است اكلها دايم شنو هين از كلام * هرچه دل خواهد رسد آنجا مدام نوش آن گلشن ندارد نيش خار * دايما رفتن بود خوش بىعثار « 6 » 2052 شاديش را غم نباشد در عقب * آن عمارت‌ها نگردد منخرب ضد نبينى در جهان سرمدى * اين‌چنين باشد عطاى ايزدى دايما عيشش مخلد بىكران * جمله بىخوفى بكام اندر امان 2055 پس به كار اينجا هميشه نيكوى « 7 » * تا به گاه حشر آنجا بدروى « 8 » آن نعم آنجا ز خيراتت بود * زان جنان بىشك ز طاعاتت بود جنّت از تخم عمل رويد يقين * جمله را بينى معين يوم دين
هامش
( 1 ) - مج : نغز ( 2 ) - اغصان : ج غصن ، شاخه‌ها ( 3 ) - مج : برى ( 4 ) - مج : گزين ( 5 ) - مج : گنج بىرنج ( 6 ) - مج : بود بىاعتبار ( 7 ) - مج : نيك بگير ( 8 ) - مج : شد امير