اهل خير آخر روند اندر جنان * خيرهاشان پيش آيد بىگمان
2034 خير هريك همچو فرزندان او * در جنان جمع آمده بنموده رو
هر يكى گويان تويى باباى ما * از تو شد اين هستى و احياى ما
از تو زادستيم و از تو زندهايم * وز تو مغز « 1 » و تازه و فرخندهايم
2037 پس يقين دادن جنت از اعمال توست * قصرها و روضههاش افعال توست
فعلهاى خير را چون تخم دان * زان برويد در جنان اغصان « 2 » جان
رويد از ذكرت رياض اندر ارم * رويد از صومت هزاران گون نعم
2040 مزرعه زين گفت دنيا را نبى * تا بر « 3 » عقبى برى زان اى غبى
هركه كارد بدرود بىشك يقين * ز اغنياى حق شود در يوم دين
هرچه كِشتى بر دهد فردا ترا * گرچه پنهان بد شود پيدا ترا
2043 تخمها دان فعلها را چون نماز * يا چو ذكر و حمد گفتن از نياز
فعل و قولت چون بود بهر خدا * و اندر اخلاصت نيابد ره ريا
در جهان جان غنى باشى يقين * نزد حق مقبول و محبوب و امين « 4 »
2046 در بهشت جاودان گردى مقيم * در پناه لطف حق ايمن ز بيم
اندر آن گلشن نبينى هيچ خار * مستى آن خمر را نبود خمار
گنج در گنج « 5 » است آنجا اى پسر * جمله ذوق است و خوشىها سربهسر
2049 زندگىاش بىفنا و مردن است * دايما در وى طعام و خوردن است
اكلها دايم شنو هين از كلام * هرچه دل خواهد رسد آنجا مدام
نوش آن گلشن ندارد نيش خار * دايما رفتن بود خوش بىعثار « 6 »
2052 شاديش را غم نباشد در عقب * آن عمارتها نگردد منخرب
ضد نبينى در جهان سرمدى * اينچنين باشد عطاى ايزدى
دايما عيشش مخلد بىكران * جمله بىخوفى بكام اندر امان
2055 پس به كار اينجا هميشه نيكوى « 7 » * تا به گاه حشر آنجا بدروى « 8 »
آن نعم آنجا ز خيراتت بود * زان جنان بىشك ز طاعاتت بود
جنّت از تخم عمل رويد يقين * جمله را بينى معين يوم دين
هامش
( 1 ) - مج : نغز
( 2 ) - اغصان : ج غصن ، شاخهها
( 3 ) - مج : برى
( 4 ) - مج : گزين
( 5 ) - مج : گنج بىرنج
( 6 ) - مج : بود بىاعتبار
( 7 ) - مج : نيك بگير
( 8 ) - مج : شد امير