در درون گويى اگر سودى يقين * حاصلم مىگشت اندر راه دين
2007 جهد دايم اندرين ره كردمى * جاى ديگر هيچ رو ناوردمى
اين تردد اندر آن ره چون نشد * زانكه ميلت آن طرف زين بيش بد
هرچه با آن ميل دارى در جهان * گرچه هستت صد گمان كوشى در آن
2010 هركه در كارى ورا ميلى بود * كى گمان او را از آن مانع شود
روز و شب جهدش بود دايم در آن * ميل و عشقش سال و مه دارد بر آن
اهل دين در راه حقپويان مدام * اهل دنيا سوى دنيا و السلام
2013 آدمى را هرچه غالب در نهاد * باشدش آنجا « 1 » كند ميل و جهاد
جنس چيزى سوى جنس خود رود * هرچه بر شخص است غالب آن شود
وصف حيوانيش چون افزون بود * وصف انسان كى به گوشش در رود
2016 كى شود روشن ز گفتن بىعمل * بىعلاجى چون رود از تن علل
داروى اين رنج صوم است و نماز * نى به ظاهر بلكه از صدق و نياز
تا كه از تو اين مرض زائل شود * زانكه چون باشد عرض زائل شود
2019 ور بود ناسور رنجت در جهان * دست بايد شستن از تو بىگمان
جز به فضل حق ز تو كى آن رود * نيست رنجى تا كه زود آسان رود
قدرتى باشد نموده حق عيان * كرده مبدل خاك را با زرّ كان
2022 هرچه خواهد حق كند با قدرتش * ريگ سازد كوهها را قدرتش
آنچنان كس را اميد اينسان بود * ورنه كى با جهد و كوشش آن شود
نادر است آن بگذر از نادر مَهِل * جهد خود را جهد كن جهد المقل
2025 بوكه باشى از گروه قابلان * چست شو در ره ممان از كاروان « 2 »
خيز منشين كاهل و بردار گام * تا رسى از جوشش و كوشش به كام
تا مبادا فوت گردد از تو آن * زين ندامت باشدت دايم فغان
2028 جهد بهتر از كسل در كل حال * جمله را در حال و هم اندر مآل
هيچكس از جهد بىبهره نماند * شاد آن كو اسب سوى خير راند
ذرهاى خير ار كنى خواهيش ديد * ور كنى يك ذره شر بينى پديد
2031 بشنو از قرآن و اندر خير كوش * پند حق را همچو حلقه كن به گوش
كس نشد نادم ز فعل نيك خود * بلكه نادم بود پيوسته ز بد
هامش
( 1 ) - مج : آنسو
( 2 ) - مج : ديگران