نفيسى در سال 1338 توسط انتشارات رودكى چاپ شده است . اين ديوان از روى چاپ دكتر فريدون نافذ اوزلوق فراهم شده است .
بعد از ساختن اين ديوان باز به تقليد از پدرش شروع به ساختن مثنوى كرد سه مثنوى از او به يادگار مانده است كه مجموع ابيات آنها تقريبا چهار پنجم مثنوى معنوى است . از مطالعه اين مثنويها بر مىآيد كه ولد در ساختن مثنوى مهارتى نداشته ، بر اثر ممارست ابيات مثنويها محكمتر و بهتر از قبل شده است . اين سه مثنوى عبارتند از :
1 - ابتدانامه يا ولدنامه به بحر خفيف مخبون مقصور ( هموزن حديقه سنايى - فاعلاتن مفاعلن فعلن ) به سال 690 ه . در مدت 4 ماه سروده است . اين مثنوى به همت مرحوم همايى به سال 1316 ش تصحيح و با مقدمه مستوفايى تحت عنوان ولدنامه - مثنوى ولدى ، به سرمايه كتابفروشى اقبال چاپ شده است .
اين كتاب از حيث زمان و مرتبه تاريخى و ادبى و معنوى بر دو مثنوى ديگر تقدم و برترى دارد زيرا موضوع اين مثنوى بهترين و دلكشترين موضوعها و احسن القصص يعنى سرگذشت مولانا جلال الدين و اصحاب و ياران و پيروان اوست .
2 - ربابنامه : دومين مثنوى اوست به بحر رمل مسدس مقصور يا محذوف ( - فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ) ، در مقدمهاش چنين آمده : دوستان به من گفتند كه بر وزن الهىنامه سنايى كتابى گفتى ، بهتر آن است كه بر وزن مثنوى مولانا هم كتابى گفته آيد . بيت اول اين مثنوى چنين است :
بشنويد از ناله چنگ و رباب * نكتههاى عشق در هرگونه باب
و دو بيت آخرش :
رو ولد خامش مكن اين سر دراز * زانكه كوته خوشتر است اسرار و راز
شد تمام از داد دادار اين كتاب * بس كنم و اللّه اعلم بالصواب
اين مثنوى 7959 بيت دارد و متن مصحح آن همراه با تعليقات و مقدمه و فهارس به اهتمام دكتر على سلطانى گرد فرامرزى ، توسط مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مكگيل شعبه تهران و با همكارى دانشگاه تهران به سال 1359 ش چاپ شده است .
3 - سومين مثنوى و آخرين اثر شعرى سلطان ولد مثنوى انتهانامه است كه پيش روى شماست و در مورد آن سخن گفته خواهد شد .
مثنوى سوم متمم دو مثنوى گذشته است او خود در مقدمه گويد : چون دو دفتر از مثنوى تمام شد در موعظه و نصيحت از طريق نظم بسته بودم كه آنچه گفته شد اگر خلق بدان عمل خواهند كردن كافى است و تمام . پس عالم خموشى پيش گرفته بودم و به عالم باطن مشغول شده در عين آن خموشى الهام