تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 15

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ١٥
است ، بلكه استغراق در آيات كلامش را معطر به رايحهء ، آيات الهى كرده است بدون اينكه قصد قبلى در كار بوده باشد . اما در موارد ديگر : 1 - گاه اصل آيه يا حديث به‌طور كامل و يا بخشى از آنها به‌طور مشخص ذكر شده كه اين بيشتر در مقدمات منثور است . به عنوان مثال : در بيان آنكه ظلمها و ستمها بر خود تو مىكنى چنان كه در قرآن مجيد مىفرمايد كه :
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ . . .
ص 47 در بيان اين معنى كه حق تعالى مىفرمايد :
فالِقُ الْإِصْباحِ ،
فلق شكافتن است حق تعالى صبح را مىشكافد . . . ص 14 . . . اگر مال روى زمين را خرج كنند ميان ايشان اتحاد حاصل نشود كه :
لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ ،
الفت آن است كه از ازل حق كرده باشد . . . ص 70 در بيان آنكه اولياى حق از عزيزى و بزرگى زير قبه‌هاى رشك حق‌اند تا كسى غير حق ايشان را نبيند و نداند . چنان كه مىفرمايد كه : اوليايى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى . ص 74 در معنى آنكه در كار دنيا دوستى ميان دو كس از آن باشد كه جان هر دو در آن عالم از يك معدن بوده باشد چنان كه مصطفى مىفرمايد كه : الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة ، و چون . . . ص 70 2 - در برخى موارد يك كلمه يا دو كلمه را از يك آيه يا حديث گرفته و كلام خويش را به آن مدلل ساخته است براى نمونه به بعضى ابيات نظر مىكنيم :
اذكُروا اللّه گفت يزدان در كلام * تا رسى از ذكر آخر در مرام
ب 162 ، اشاره به ى 41 س 33 ، احزاب
گفت غَرّتهُم حيات اين جهان * در كلام خود خداى رازدان
ب 169 ، اشاره به ى 70 س 6 ، انعام
گفت فيها تَشتَهى الانفُس خدا * هم تَلَذُّ الاعيُن آنجا از لقا
ب 115 ، اشاره به ى 71 س 43 ، زخرف
يُؤمنون بِالغَيب گفت اندر نبى * پس فزا ايمان خود را اى فتى
ب 157 ، اشاره به ى 3 س 2 ، بقره
صَلِّ انَّك لَم تُصلّ يا فتى * كين نمازت را نه صدق است و صفا
ب 1374 ، حديث نبوى ر ك . تعليقات
گفت مَن يَجعَل هُمُوماً واحداً * مِن الهٍ لا يُريدُ واحداً
ب 1633 ، ر ك . تعليقات