زندگانى سلطان ولد
در ميان فرزندان جسمانى مولانا تنها كسى كه تا اندازهاى لياقت و شايستگى براى جانشينى پدر را داشت همين سلطان ولد بود . خانواده او پدر بر پدر از علما و مشايخ بلخ بودند وى به منظور بزرگداشت جدش ، بهاء الدين ولد نامگذارى شد . سلطان ولد به پدر بزرگوارش شباهتى تام داشت . مولانا گفته است كه : انت اشبه الناس بى خلقا و خلقا . ولادتش به سال 623 ه و وفاتش در سال 712 ه شب شنبه دهم رجب اتفاق افتاد . 89 سال زندگى كرد و در هنگام مرگ پدر حدود 50 سال داشت .
وى مردى تحصيلكرده بود و از كلمات و معارف صوفيه كه در تمام آثار او فراوان است به خوبى آگاه بوده است و دانشهاى موروثى از پدر و اكتسابى از ياران وى بسيار داشت . به زبانهاى فارسى ، عربى و تركى مسلط بود اما تسلط او بر زبان تركى - كه در قونيه فراگرفته بود - كمتر از دو زبان ديگر بود و ظاهرا علاقهاى هم به آن نداشت . در مثنوى ولدنامه ( صفحه 394 ) : بعد از اينكه اشعارى به تركى آورده است ، ظاهرا به علت عدم تسلط در آن زبان چنين گويد :
بگذر از گفت تركى و رومى * كه ازين اصطلاح محرومى
گوى از پارسى و از تازى * كه درين هر دو خوش همىتازى
وى صحبت سيد برهان الدين محقق ترمذى را - كه از مريدان جدش مولاناى بزرگ و اولين راهنماى پدرش به اسرار عرفان بود - دريافت و از مجالست با آن سيد روشنروان بهرهها برد . درباره او چنين مىگويد : اين همه معانى غريب نادر بخشايش سيد برهان الدين محقق ترمذى است كه شاگرد مولاناى بزرگ بود . ( ولدنامه ص 179 )