تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انتها نامه ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 14

مساهمون:

صمقدمهء كتاب ١٤
. . . مثنوى ما دكان وحدت است * رحمت اندر رحمت اندر رحمت است اندرو اسرار اهل دل پر است * هر يكى بيتى ازين نادر در است در ناياب است هركس كين بيافت * بىتوقف سوى حق از جان شتافت . . .
و همچنين ب 6597 به بعد
. . . در سوم دفتر كه سنت شد سه بار * گفته شد ز الهام و داد كردگار هرچه باقى مانده بود از شرح راه * كرده شد مشروح از فضل إله هرچه آن ممكن بود كآيد به حرف * از مقامات بلند بس شگرف بىدريغى جمله آمد در بيان * در كتاب سوم اى طالب بخوان تا رسى در هرچه مىجويى به كام * سوى منزل‌هاى جان بىپا و كام تا كه نوشى بىكف و بىجام مى * دايماً در مجلس يزدان حى گفته آمد موعظه در مثنوى * تا كه گردند اصل صورت معنوى

روش سلطان ولد در سرودن مثنوى

سلطان ولد در همه مثنوىهايش روش واحدى در تنظيم مطالب در پيش گرفته است . به اين معنى كه در آغاز هر گفتار مطالب را به نثر توضيح مىدهد و در هر بخش يك يا چند نكته عرفانى را كه مورد توجه اوست به كمك آيات و احاديث نبوى تفسير و تاويل مىكند ، سپس همان مطالب را با شرح بيشتر و توصيفهاى مختلف به نظم مىكشد . اگر سخنان منثور او را جدا كنيم خود رساله مستقلى خواهد بود و درين صورت ما دو كتاب خواهيم داشت يكى به نثر ديگرى به نظم . يعنى حذف مطالب نثر از كتاب به محتواى منظوم آن خلل وارد نمىكند . اينك براى شناخته شدن يا شناساندن ابزار شاعر در سرودن ، و بررسى ابعاد اين ابزار چند نكته را در اينجا توضيح مىدهيم :

الف : استناد به آيات قرآنى و احاديث نبوى

ولد به واسطه انسى كه با قرآن و حديث داشته بدون تكلف كلامش مشحون از آيات الهى و احاديث نبوى است و اگر بخواهيم تأثير آيات و احاديث را در اشعار او جستجو كنيم يك رساله مفصلى خواهد شد كه در حوزه كار فعلى ما نيست . در اكثر موارد مضامين قرآن و حديث بدون اشاره به آيه خاصى در ابيات سروده شده است كه در اين قسمت نمىتوان قاطعانه گفت ولد به آيه يا حديث خاصى نظر داشته