همچون آفتاب ظاهر گرديد . ( ولدنامه ص 158 ) . و دربارهء پدرش گويد : هرچند كه مشهور بود اما بعد از وفات به سعى و همت من كه ولدم مشهورتر گشت و مريدانش بيشتر شدند .
تذكر اين نكته و توجه به آن واجب است كه هرچند بعد از وفات حسام الدين سلطان ولد جانشين او شد ، اما در واقع رهبرى معنوى تا مدت 7 سال بر عهده فرد ديگرى بود به نام : شيخ كريم الدين بكتمر .
اين كريم الدين تا سال 690 ه . زنده بود و قطب زمان محسوب مىشد و بعد از آن رهبرى مولويه بطور كلى به ولد منتقل مىشود .
خانواده سلطان ولد
ولد به اشاره پدر با فاطمه خاتون دختر صلاح الدين زركوب عقد مزاوجت بست و ازين همسر صاحب سه فرزند شد دو دختر و يك پسر ، پسر امير جلال الدين عارف چلبى به سال 670 ه . متولد شد و دو دختر عارفه و عابده نام داشتند و صاحب مقامات معنوى بودند .
و نيز وى دو كنيز داشت . از يكى چلبى شمس الدين امير عابد و از دومى چلبى حسام الدين امير زاهد و چلبى واجد به وجود آمدند .
پس سلطان ولد را چهار پسر بود : عارف ، عابد ، زاهد ، واجد . « 1 » عارف بعد از مرگ ولد به مسند ارشاد نشست بعد از مرگ او ( 719 ه . ) فرزندانش پىدرپى پيشوايان اين طريقه شدند . و سى تن از ايشان پشت در پشت اين مقام روحانى مهم را داشتهاند و آخرين ايشان بهاء الدين محمد ولد چلبى افندى معروف به برهان الدين بود ؛ كه حكومت آتاتورك در تركيه وى را ازين مقام خلع كرد . و پيشوايى اين طريقه با خلع او به پايان رسيد . « 2 »
آثار سلطان ولد
آثار او چنانچه از مقدمه ولدنامه و مناقب العارفين و ديگر مثنوىهايش معلوم مىشود عبارتند از :
- ديوان اشعار و رباعيات كه به مشابهت پدرش ساخته بود . سرايش غزلها قبل از سرايش مثنوى بوده است . اين ديوان متجاوز از 13000 بيت است كه توسط حامد ربانى تصحيح و با مقدمه سعيد
هامش
( 1 ) - نقل به اختصار و تصرف از مقدمه مرحوم استاد همايى بر مثنوى ولدنامه ، انتشارات اقبال ، تهران ، 1316 ش .
( 2 ) - مقدمه سعيد نفيسى بر ديوان سلطان ولد ، انتشارات رودكى تهران ، 1338 ش ، صفحهء شش .