سلسله : اعتصام خلايق را گويند ، به حضرت الهى ، جل جلاله ، بطريق عموم .
دوش : صفت كبرياى حق تعالى را گويند .
سينه : صفت عالم الهى را گويند .
بر چون سيم : پروردن سالك را گويند ، وقتى كه پرورش موافق طبع سالك باشد و قطعا مخالفت ظاهر نشود كه تكليف و كلفت در آن از مخالفت پرورش باشد ، با طبع سالك .
ميان : سابقه را گويند ، كه در ميان طالب و مطلوب مانده ، از سير و مقام و حجاب و غير آن .
ميان باريك : حجاب وجود سالك را گويند ، وقتى كه حجاب ديگر نباشد .
موى ميان : نظر سالك را گويند بر قطع حجب از خود و غيره .
دست : صفت قدرت را گويند .
انگشت : صفت احاطت را گويند .
ساعد : صفت قوة را گويند .
بازو : مشيت را گويند .
هديه : نبوت و ولايت را گويند و هر نوع كه باشد از اصطفا و اجتبا .
بعثت : وحى را گويند ، بالهام صريح .
سلام و درود : محمدت را گويند .
پيام : اوامر و نواهى را گويند ، كه خلايق بدان عمل كنند و آن بطريق وجوب باشد ، ان شاء اللّه توفيق رفيق باشد .
مطلب سيوم
در كلماتى چند كه مخصوص بعاشق و احوال اوست و اگرچه بعضى در نوعى بمعشوق تعلق گيرد :
وصال : مقام وحدت را گويند ، مع اللّه در سر او ضرا .
كنار : دريافت اسرار و دوام مراقبت را گويند .