تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
سلسله : اعتصام خلايق را گويند ، به حضرت الهى ، جل جلاله ، بطريق عموم . دوش : صفت كبرياى حق تعالى را گويند . سينه : صفت عالم الهى را گويند . بر چون سيم : پروردن سالك را گويند ، وقتى كه پرورش موافق طبع سالك باشد و قطعا مخالفت ظاهر نشود كه تكليف و كلفت در آن از مخالفت پرورش باشد ، با طبع سالك . ميان : سابقه را گويند ، كه در ميان طالب و مطلوب مانده ، از سير و مقام و حجاب و غير آن . ميان باريك : حجاب وجود سالك را گويند ، وقتى كه حجاب ديگر نباشد . موى ميان : نظر سالك را گويند بر قطع حجب از خود و غيره . دست : صفت قدرت را گويند . انگشت : صفت احاطت را گويند . ساعد : صفت قوة را گويند . بازو : مشيت را گويند . هديه : نبوت و ولايت را گويند و هر نوع كه باشد از اصطفا و اجتبا . بعثت : وحى را گويند ، بالهام صريح . سلام و درود : محمدت را گويند . پيام : اوامر و نواهى را گويند ، كه خلايق بدان عمل كنند و آن بطريق وجوب باشد ، ان شاء اللّه توفيق رفيق باشد .

مطلب سيوم

در كلماتى چند كه مخصوص بعاشق و احوال اوست و اگرچه بعضى در نوعى بمعشوق تعلق گيرد : وصال : مقام وحدت را گويند ، مع اللّه در سر او ضرا . كنار : دريافت اسرار و دوام مراقبت را گويند .
كليات ( فارسى ) — صفحة 423 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى