تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
به حكم جذبه باشد و گاه به حكم اجتهاد سالك ، در اعمال و رياضيات و عبادات و تصفيه . پاكبازى : توجه خالص را گويند ، كه در اعمال نه ثواب خواهد و نه علو مرتبه ، بلكه خالص خداى را كند . حضور : مقام وحدت را گويند . غيبت : مقام اثنينيت را گويند . گرمى : حرارت محبت را گويند . سردى : برودت نفس را گويند و اين‌ها نهايت مقام محبتست . خواب : فناى اختيارى را گويند ، در بشريت ، از افعال . بيدارى : عالم صحو را گويند ، جهت عبوديت . شتر : انسانيت را گويند . قطار : نوعيت را گويند . محمل : آرام تكليفى را گويند . علف : شهوات و مشتهيات را گويند و هر چه نفس را در آن حظى باشد و راهنماى را گويند . زر : رياضت را گويند و مجاهده را . سيم : تصفيهء ظاهرى و باطنى را گويند . شستشوى : برداشتن خردها را گويند ، كه از تقصير در وجود آمده باشد و صفاى حضور عاشق و معشوق . جستجوى : خرده‌گيرى را گويند ، از هر طرف كه باشد . گفتگوى : عتاب محبت را گويند . گوهر : معانى و صفات را گويند و باللّه التوفيق و الإعانة . * * * پايان نسخهء شمارهء 18 : « قد تمت هذه النسخة الشريف ( ! ) بعون اللّه الملك