تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
بيمار : قلق و انزعاج را گويند . مردن : طرد و واماندگى را گويند ، از حضرت حق تعالى . راحت : وجود امرى را گويند ، كه موافق ارادت دل باشد . زندگى : قبول و اقبال را گويند ، از حضرت حق تعالى باشد و اين زندگى بتدريج ابدى شود . تندرستى : برقرار ماندن دل را گويند و قواى درون و بيرون . ناتوانى : بىقوتى و دست نارسى را گويند ، بهر چه مراد و مقصود باشد . افتادگى : ظهور حالت را گويند و عدم قدرت بر عبوديت ، بسزاى آن حضرت . خرابى : قطع تصرفات و تدبيرات عقل را گويند ، بتوجه و تسليم تمام . بيهوشى : مقام طمس را گويند ، كه محو صفات باشد . باهوشى : استهلاك ظاهر و باطن را گويند ، در عشق و ديوانگى . طغرا : احكام عشق را گويند ، بر صفات عاشق در اعمال ، كه محفوظست . بندگى : مقام تكليف را گويند . آزادى : مقام حيرت را گويند . بىنوايى : ناتوانى را گويند . فقيرى : عدم اختيار را گويند ، كه علم و عمل ازو مسلوب شده باشد . سعادت : خراندن ازلى را گويند . دورى : شعور بمعارف و كيفيات عالم تفرقه را گويند . نزديكى : شعور بمعارف اسماء و صفات و افعال را گويند ، مر امر الهى را . كاهلى : بطىء السير را گويند و اين گاه باشد كه سبب طريق باشد ، سالك را و كمال سالك باشد و اين چنين سير اكمل سيرها باشد ، كه به رجعت محتاج نباشد و گاه باشد كه بسبب تقصير عبور كند و اين سير نازل‌ترين سيرها باشد . شتاب : سيرى را گويند ، بىشعور به معرفت و دقايق مقامات و اين سير گاه
كليات ( فارسى ) — صفحة 425 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى