تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
چهرهء گلگون : تجليات را گويند ، وقتى كه در غير ماده باشد ، يا در خواب ، يا در بيخودى . خال سياه : عالم غيب را گويند . خط : عالم الغيب را گويند . لب : كلام را گويند . لب لعل : بطون كلام را گويند . لب‌شكرى : كلام منزل را گويند ، كه انبيا را باشد ، بواسطهء ملك و اوليا را بواسطهء تصفيه . لب شيرين : كلام بىواسطه را گويند ، به شرط ادراك و شعور . دهان : صفت متكلمى را گويند ، ظاهرا . دهان كوچك : صفت متكلمى را گويند ، بطريق تقديس از فهم و وهم انسانى . سخن : اشارات و انتباه الهى را گويند مطلقا . در سخن : مكاشفات را گويند و اسرار و اشارات الهى را ، در ماده و غير ماده ، محسوس و معقول . سخن چون در : اشارات واضحه را گويند ، در ماده و غير ماده ، محسوس و معقول . غمزه : اشارات مدركه را گويند . زبان : اسرار را گويند . زبان تلخ : امرى را گويند ، كه موافق تقدير باشد . ذقن : امرى را گويند ، كه موافق طبع سالك باشد . زنخ : محل لذات را گويند . خد : محل ملاحظه را گويند . چاه زنخ : مشكلات اسرار را گويند ، در مشاهدات . بناگوش : دقيقه را گويند .
كليات ( فارسى ) — صفحة 422 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى