تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
بستان : محل گشادگى را گويند ، اعم از آنكه به چيزى مخصوص باشد ، يا نه . نرگس : نتيجهء علم را گويند ، كه در عمل پيدا شود ، از طرب و فرح مزيد . گل : نتيجهء علم را گويند ، كه در دل پيدا شود . لاله : نتيجهء معارف را گويند ، كه مشاهده كنند . شكوفه : علو مرتبه را گويند . بنفشه : نكته‌اى را گويند كه قوت در آن كار نكند . ريحان : نورى را گويند كه از غايت تصفيه و رياضت حاصل شود . نشو : ترقى را گويند . نما : عزت يافتن را گويند از پرورش ربوبيت . زردى : ضعف سلوك را گويند . سرخى : قوت سلوك را گويند . سبزى : كمال مطلق را گويند و باقى مجموع را برين قياس بايد كرد ، از هر قبيل كه باشد ، تا دليل از آن گيرند . ابر : حجابى را گويند ، كه سبب وصول شهود باشد ، بواسطهء اجتهاد كه بنمايند . باران : نزول رحمت را گويند . جويبار : مجارى عبوديت را گويند . سفيدى : يكرنگى را گويند ، كه بتوجه تمام بيابند و قطع ما سوى . كبودى : تخليط محبت را گويند ، بهر چه غير محبت باشد . آب روان : فرح دل را گويند . سيل : غلبهء احوال را گويند . بوى : آگاهى از علاقه و پيوستگى دل را گويند ، كه در اصل بوده است ، در مقام جمع اول و اكنون در حالت ديگر تفرقه افتاده باشد .
كليات ( فارسى ) — صفحة 420 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى